زمانىكه تصيفه اين نيروهاى فاسد انجام شد و آزادى كامل تحقّق پيدا كرد ، مسلمانان اخلاصمند دربارهء تشكيل حكومت اسلامى و يا حكومت ديگر كه خشنودى خدا و صلاح مسلمانان در آن باشد تصميم خواهند گرفت .
بهترين تأييد سخن امام امير مؤمنان عليه السّلام در نهج البلاغه است : « بدعتهاى مشتبه [ كه به سنّت پيامبر شباهت دارند ] هلاككنندهها هستند و فرمانبردارى از خدا ، نگهدارى امر [ دنيا و آخرت ] شماست . پس او را درحالىكه مورد سرزنش و مجبور نباشيد پيروى كنيد و يا اينكه خداوند خلافت حقّه را از شما انتقال مىدهد » . وقتى قدرت و حكومت اسلام از پيشينيان ، بر اثر پراكندگى خواستهها و اختلافهايشان ، منتقل مىشود ، آيا اين حكومت به ما كه پراكندگى و اختلافهايمان بهمراتب بيش از آنهاست برخواهد گشت ؟
پرسش : آيا درست است كه مىگويند : منبع انديشهء تشكيل حكومت اسلامى صهيونيسم است ، تا بدينوسيله حكومت دينى و نژادپرست خود را توجيه كند و به كسانىكه به آنها اعتراض مىكنند بگويند : مسلمانان نيز خواستار تشكيل حكومت دينى هستند ؟
پاسخ : دين يهود دشمن زندگى و انسانيّت است ؛ چون براساس باور آنان ، خدا قبيلهاى است و جز اسرائيل ، براى هيچكس در اين جهان ارزشى قايل نيست و او تمامى مردم جهان را به اين منظور آفريده است كه بردگان آنان باشند ، چنانكه اين موضوع در كتاب الكنز المرصود نگارش يوسف حنا نصر اللّه و كتاب البقاء اليهودى نگارش رزمارين صهيونيست آمده است .
امّا اسلام ، دين زندگى ، رحمت و انسانيّت است و بهترين دليل بر اثبات اين ادّعا ، آيات و رواياتى هستند كه اعلام مىكنند : اسلام ملّتى را هدايت مىكند كه استوارتر باشد . همچنين اسلام بر پايهء عقل و فطرت استوار است و پاسخ به فراخوانى خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله تنها بدينسبب واجب است كه به زندگى برتر فرامىخواند ؛ يعنى اسلام ،
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١١٤