العزم : جدّيّت و پايدارى .
بلاغ : كفايت ، شايستگى .
اعراب
« بقادر » ، « با » زايد و « قادر » خبر « انّ اللّه » است . « و ربّنا » واو براى قسم . « بلاغ » خبر براى مبتداى محذوف كه در تقدير : « هو بلاغ » و يا « الّذى وعظتم به بلاغ » بوده است .
تفسير
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى بَلى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
اين جهان شگفتانگيز كه نشانگر قدرت و عظمت آفريدگار است ، نيز بهگونهاى شايستهتر نشان مىدهد كه او بر زندهكردن مردگان تواناست ، چون عاملى كه موجب آفريدن و زندهكردن مىشود يكى است ؛ يعنى قدرت كسى كه هرگاه به چيز بگويد : موجود شو ، موجود مىشود . امام على عليه السّلام فرمود : « در شگفتم از كسى كه نشأه آخر را انكار مىكند ، درحالىكه نشأه نخست را مىبيند » . اين معنا در ضمن چندين آيه بيان شد و آيات فراوانى هم دراينباره خواهند آمد و از آن جمله اين سخن خداست : « آيا از آفرينش نخستين عاجز شده بوديم ؟ » . « 1 » بنابراين ، چگونه از آفرينش دوم عاجز شويم ؟
وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ .
آنان بهوسيلهء آتش ، عذاب مىشوند ، و به آنها مىگويند :
أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ .
آيا اين چيزى كه شما پيشتر آن را انكار مىكرديد ، حق نيست ؟
قالُوا بَلى وَ رَبِّنا .
آنها در دنيا حق را انكار كردند ؟ جايى كه اين انكار بر زيانشان بود . در آخرت به حق اعتراف كردند ، جايى كه به هيچ روى ، اعتراف برايشان سودى ندارد .
قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ .
و حتّى كسانى
هامش
( 1 ) . ق ( 50 ) آيهء 15 .