ليكن اصل اعتقاد به خداى يگانه برجاى بود » . ما از اين مفسر جديد مىپرسيم : شما از كجا دانستيد كه بنى اسرائيل در دورهء فرعون بر دين ابراهيم بودند و اصل اعتقاد به خداى يگانه برايشان باقى مانده بود ؟ آيا اين آگاهى براى شما از اين سخن آنان حاصل شد : « اى موسى ! براى ما خدايى قرار بده ، چنانكه آنان خدايانى دارند » . يا از اين سخن آنان : « خدا را آشكارا به ما نشان بده » يا از گوسالهپرستى آنان و يا از كشتن پيامبران ؟ ! اگر فرعون آنان را به خاطر پاىبنديشان به دين ابراهيم عليه السّلام آزار مىداد ؛ پس چرا پيامبر و نجاتدهندهء ايشان يعنى موسى عليه السّلام آنها را به عنوان « گناهكاران » در آيهء 25 از سورهء مائده ، « نابخردان » در آيهء 155 ، « باطلگرايان » در آيهء 173 و « نادانان » در آيهء 138 از سورهء اعراف توصيف مىكند ؟ همچنين چرا خداوند آنها را در چندين آيه به تبهكارى و هرنوع جنايتكارى و پستى توصيف مىكند ؟
قرآن مىگويد : فرعون بنى اسرائيل را آزار داد و در اين ستمگرى از حد فراتر رفت ، ليكن به عامل و انگيزهء اين آزار و ستم اشاره نمىكند . ازاينرو ، فقها در تعريف اين عامل دچار اختلاف شدهاند . يكى مىگويد : كاهنى به فرعون گفت : نوزادى در ميان بنى اسرائيل به دنيا مىآيد كه پادشاهى را از او مىستاند . يكى مىگويد : پيامبران پيش از موسى عليه السّلام به آمدن او مژده داده بودند و زمانى كه فرعون از اين خبر آگاه شد ، به هراس افتاد و پسران اسرائيل را سر بريد . اينجانب هيچ مفسر يا غيرمفسرى را نديدم كه بگويد : فرعون يهوديان را به سبب اينكه آنان پيرو دين ابراهيم بودند شكنجه داد .
هنگامى كه به طرز رفتار بنى اسرائيل با پيامبر و نجاتدهندهء آنان ، موسى عليه السّلام و ديگر پيامبرانى كه پس از او آمدند ، بنگريم كه آنان گروهى از اين پيامبران را تكذيب كردند و گروهى را كشتند و نيز اگر به رفتار و كردار آنان در هرشهرى بنگريم كه چگونه آشوبها برپا كردند ، به توطئهها دست زدند و تلاش كردند كه به ابزار توليد ، دستگاههاى تبليغاتى و ديگر منابع درآمد ، سلطه پيدا كنند ، در اين صورت ، درستى گفتار شيخ مراغى براى ما روشن مىشود . او در تفسيرش مىگويد :
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٨٥