دربردارندهء معناى « إن » شرطيه است . بنابراين ، به فعل شرط و جواب آن نياز دارد .
« من شىء » ، « من » بيان است براى « ما » : « كل شىء مختلفون فيه » . « ذلكم » مبتدا و « اللّه » خبر است . « ربّى » بدل و « فاطر » خبر پس از خبر است . « يذرؤكم فيه » . ضمير « فيه » به « جعل » برمىگردد كه از سخن خداوند : « جعل لكم » به دست مىآيد . « كمثله » ، كاف از لحاظ اعراب زايد است : « ليس مثله » . « أن أقيموا » ، « ان » مفسّره است كه جملهء « شرع لكم » را تفسير مىكند . « بغيا » مفعول لاجله براى « تفرّقوا » .
تفسير
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
پس از آنكه خداوند در آيهء 6 فرمود : « خدا مراقب اعمال كسانى است كه جز او را به دوستى گرفتند » ، در اين آيه نيز همان سخن را تكرار مىكند و مىافزايد : « تنها خداوند است كه يارىدهنده ، كمككننده ، زندهكننده ، ميراننده و توانا بر هرچيزى است » . هدف خدا از اين افزوده آن است كه مىخواهد كسانى را كه جز او را به دوستى گرفتهاند سرزنش كند ، با اينكه غير خدا نه كسى را زنده مىكند ؛ نه مىميراند و نه كمك مىكند ، زيرا بر چيزى توانايى ندارد .
وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ .
اين آيه سخن پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله را حكايت مىكند كه تمامى مردم را مورد خطاب قرار مىدهد و به آنان مىفرمايد : اگر مردم دربارهء چيزى اختلاف كنند كه حق است يا باطل ، بايد به قرآن رجوع كنند ؛ چون سخن او جداكنندهء حق از باطل و داورى او عادلانه است . نظير اين آيه است اين سخن خدا : « و چون در امرى اختلاف كرديد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد به خدا و پيامبر رجوع كنيد . در اين خير شماست و سرانجام بهتر دارد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 59 .