كرديم تا أمّ القرى و ساكنان اطرافش را بيم دهى . همچنين آنان را از روز قيامت كه در آن ترديدى نيست بترسانى كه گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان . ( 7 )
اگر خدا مىخواست همه را يك امّت كرده بود . ولى او هركه را بخواهد به رحمت خويش درآورد ، و ستمكاران را هيچ دوست و ياورى نيست . ( 8 )
واژگان
حفيظ : نگهبان .
ما أنت عليهم به وكيل : تو وكيل آنان نمىباشى .
أمّ القرى : مكه .
اعراب
« كذلك » ، كاف به معناى مثل و محلّ آن نصب و صفت براى مفعول مطلق محذوف : « ايحاء مثل ذلك » است . « اللّه » فاعل « يوحى » . « الّذين اتّخذوا » مبتداى اوّل و « اللّه » مبتداى دوم . « حفيظ » خبر مبتداى دوم و جمله ، خبر براى مبتداى اوّل . « قرآنا » مفعول « أوحينا » . جملهء « لا ريب فيه » صفت براى « يوم الجمع » . « فريق » مبتدا و خبرش محذوف است : « منهم فريق » . « من ولىّ » ، « من » از لحاظ اعراب زايد و « ولىّ » مبتدا و « ما لهم » خبر مقدّم است و جمله ، خبر براى « الظالمون » .
تفسير
حم * عسق
دربارهء اين حروف يا كلمات ، در آغاز سورهء بقره سخن گفته شد .
برخى از مفسران مىگويند : « حم . عسق » دو اسم براى اين سوره است ، تا فضيلت آن را بر ساير سورههايى كه « حم » دارند بيان كند . رازى مىگويد : ميدان سخن دربارهء اين آغازها تنگ است و دروازهء گزافهگويى باز و بنابراين ، بايد دانش آنها را به خدا واگذار كرد .