ويژگىهايى كه براى اين دو در قرآن آمده ، از باب تمثيل و نزديك شدن به ذهنها است ، چون يك باديهنشين آرزويى جز اين ندارد كه از عسل ، شير ، شراب و زن سفيد روى درشتچشم بهره گيرد و لذّت ببرد . اين گوينده به اين سخن خدا استدلال مىكند :
« ذلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبادَهُ » ؛
زيرا در برداشت او ، معناى اين جمله چنين است :
خداوند واژههاى عذاب را تنها به منظور هشدار دادن بيان كرده و گرنه ، دلالت اين واژهها بر حقيقت و مفاهيم آنها واقعيّت ندارد . « 1 »
در جواب مىگوييم : هرواژهاى كه در كتاب خدا و سنّت پيامبرش آمده ، ما بايد به ظاهر آن عمل كنيم ، مگر اينكه ظاهرش مخالف عقل باشد و در اين صورت ، آن را به معناى مجازى كه احتمال مىرود و عقل آن را نفى نمىكند ، حمل مىكنيم . هيچكدام از ويژگىهاى بهشت و جهنم كه خداوند آنها را در قرآن بيان كرده است با عقل تضاد ندارد . بنابراين ، بايد لفظ را بر ظاهرش باقى بگذاريم و دليلى براى تأويل آن وجود ندارد . امّا سخن خداوند :
« ذلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبادَهُ » ،
معنايش آن است كه خداوند حقيقت و واقع را براى بندگانش بيان مىكند ، تا آنان از عذاب او در بيم و هراس باشند و از عواملى كه آنها را به آن مىرسانند دورى گزينند . آنچه ارادهء اين معنا را واجب مىكند ، خود آياتى است كه اوصاف جهنّم و سختىهاى آن را يادآورى مىكند : « اين جدال اهل جهنم با يكديگر چيزى است كه به حقيقت واقع شود » . « 2 »
امّا اين نظريه كه رحمت خدا با عذاب اين انسان بيچارهاى كه حتّى با ذرّه و يا غبار برابرى نمىكند ، عذاب اين موجود ناتوان با آتشى كه سوزان و پرغوغاست ، سازگارى ندارد ، در پاسخ به آن بايد گفت : خداوند عذاب سخت و دردناك را به كسانى وعده داده كه در زمين فساد مىكنند ، خونها مىريزند ، ملّتها را به بردگى
هامش
( 1 ) . اين سخن بسيار قديمى و كهنه و رها شده است . امّا مصطفى محمود با نوشتن مقالهاى كه آن را در مجلّه صباح الخير شماره 22 / 1 / 1970 منتشر كرد ، خواسته است آن را دوباره زنده كند .
( 2 ) . ص ( 38 ) آيهء 64 .