است . ( 3 )
تا كسانى را كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند پاداش دهد . براى آنهاست آمرزش و رزقى پرارزش . ( 4 )
و آنان كه به آيات ما مىتازند و مىپندارند كه از ما مىگريزند ، برايشان عذابى است سخت دردآور . ( 5 )
و آنان كه از دانش برخوردارى يافتهاند مىدانند كه آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداى پيروزمند ستودنى راه مىنمايد . ( 6 )
واژگان
الولوج : فروشدن .
العروج : بالا رفتن .
لا يعزب عنه : از او ناپديد نمىشود .
معاجزين : از « عاجزة » گرفته شده است ؛ يعنى از او پيشى گرفت تا ناتوانىاش را برملا كند .
الرجز : در اينجا مراد سختترين عذاب است و « من » بيانيه مىباشد .
اعراب
« الحمد للّه » مبتدا و خبر . « الّذى » عطف بيان از لفظ جلاله . « عالم الغيب » صفت براى « ربّى » . « لا اصغر و لا اكبر » عطف است بر « مثقال ذرّة » . مصدر « ليجزى » متعلق به « لا يعزب عنه » . « الّذين سعوا » مبتداى اوّل و « اولئك » مبتداى دوم و « لهم » و « عذاب » خبر . مبتداى دوم و خبرش خبر مبتداى اوّل . « معاجزين » حال از فاعل « سعوا » . « الّذى انزل اليك » مفعول اوّل براى « يرى الّذين اوتوا العلم » . « الحق » مفعول دوم . « هو » ضمير فصل . « يهدى » عطف بر « الحق » ؛ زيرا فعل در اينجا به معناى اسم است يعنى : « و الهدى الى صراط العزيز الحميد » .