تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
تُرْجِي مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشاءُ .
در آيهء پيشين ، خداوند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در انتخاب تعداد همسران آزاد گذارد و در اين آيه ، اين اختيار را به او مىدهد كه از هر زنى كه مىخواهد كناره‌گيرى كند و با هرزنى كه مىخواهد معاشرت نمايد .
وَ مَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ .
نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين حق را دارد كه به همسرى كه پيش‌تر از وى دورى گزيده ، بار ديگر برگردد و از همسرى كه با وى معاشرت داشته ، كناره‌گيرى كند . و به بيان يكى از بلغاى سخنور : پيامبر مىتواند مقدّم را مؤخّر و مؤخّر را مقدّم سازد .
ذلِكَ أَدْنى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَ لا يَحْزَنَّ وَ يَرْضَيْنَ بِما آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ .
« ذلك » اشاره است به واگذار كردن امر به خواستهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و معناى آيه چنين است : وقتى كه همسرانت متوجه شدند كه موضوع برابرى ميان آنها در دست تو است ، نه آنان ، هركدام از ايشان به هرمقدار معاشرتى كه به او اختصاص مىدهى ، خواه كم باشد و خواه زياد ، خشنود مىشود . چه ، مىداند كه آن يك نوع بخشش از جانب توست ، نه يك وظيفه واجب بر تو . البتّه ، با اين وجود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ميان همسرانش به‌طور برابر رفتار مىكرد .
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما فِي قُلُوبِكُمْ .
خدا آن تمايلى را كه شما نسبت به برخى از همسرانتان داريد مىداند و تنها در برابر عملى كه مورد پسندش نيست ، شما را مجازات مىكند و نه به خاطر عشق قلبى كه به برخى داريد و به برخى نداريد و اين امر ، مقصود سخن خداوند است كه مىگويد :
وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَلِيماً .
لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ .
مفسران براى اين آيه سه معنا بيان كرده‌اند . نزديك‌ترين آنها به ظاهر آيه ، اين است كه خداوند پس از آن‌كه انواع زنانى را كه در آيه پيشين بدان‌ها اشاره كرد ، مباح اعلام نمود ، اينك در اين آيه بر او واجب مىكند كه به زنانى كه در حال حاضر ، در اختيار او هستند و تعداد آنان به نه تن مىرسد ، بسنده كند و بر او حرام است كه يكى از اين زن‌ها را طلاق دهد و به جاى او با زنى ديگر ازدواج كند ، هرچند اين زن بر اثر زيبايى او را به شگفت
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 381 | محمد جواد مغنية