تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
تفرقه و پراكنده شدن مىباشد . مىگويند : « تصدّع القوم ؛ پراكنده شدند » . يمهدون : از مهّد گرفته شده است ؛ يعنى آماده مىسازند .

اعراب

« ليذيقهم » ، لام به معناى كى و « ان » پس از آن در تقدير است و مصدر مؤوّل و مجرور متعلق به « ظهر » . مصدر مؤوّل از « ليجزى » متعلق است به « يصدعون » .

تفسير

ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ .
گروهى از مفسران مىگويند : مراد از « البحر » در اين‌جا ، سرزمين‌هاى نزديك دريا و مراد از « البرّ » سرزمين‌هاى دور از آن است . گروهى ديگر مىگويند : مراد از « البحر » ، شهر است ؛ زيرا جمعيّت آن زياد مىباشد و مراد از « البرّ » ، روستا است ، كه جمعيّت آن كم است . آنچه ما مىفهميم آن است كه برّ و بحر كنايه از زيادى فساد و پراكنده شدن آن مىباشد . هرچيزى را كه خداوند حرام و نهى كرده ، انجام آن گناه و فساد در زمين است مانند : جنگ ، ستمگرى ، اسراف ، بىبندوبارى ، گناهكارى ، شرابخوارى ، قماربازى ، سبك شمردن واجبات و عبادت خداوند و امثال آن . وقتى خداوند ، دورهء جاهليّت را به آشكار شدن فساد در خشكى و دريا توصيف مىكند ، درحالىكه در آن روزگار نه سلاح‌هاى شيميايى بوده ، نه بمب‌هاى هسته‌اى ، نه شركت‌هاى استثمارى و انحصارگر ، نه كاباره‌ها و نه بىبندوبارىها . در اين صورت ، ما جهان امروز را به چه چيزى توصيف كنيم ، جهانى كه هرلحظه خرابى و ويرانى كامل آن را تهديد مىكند ، آن هم نه به وسيلهء خداوند و نه به وسيلهء حوادث طبيعى ، بلكه به وسيله مردمى كه وحشيانه‌ترين سلاح‌هاى ويرانگر را در اختيار دارند . براى امنيّت بشر و نگه‌دارى آن از اين خطر ، هيچ راهى وجود ندارد ، جز اين‌كه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 244 | محمد جواد مغنية