كارهاى شايسته كردند ، مىزداييم و بهتر از آنچه عمل كردهاند پاداششان مىدهيم . ( 7 )
به آدمى سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند . و اگر آن دو بكوشند كه تو چيزى را كه بدان آگاه نيستى شريك من قرار دهى ، اطاعتشان مكن ، بازگشت همهء شما به سوى من است و شما را به كارهايى كه مىكردهايد آگاه مىكنم . ( 8 )
كسانى را كه ايمان آوردند و كردارهاى شايسته كردند در زمرهء صالحان درآوريم . ( 9 )
واژگان
لا يفتنون : آزمايش نمىشوند .
يرجو لقاء اللّه : به حسابرسى و كيفر خداوند پس از مرگ ايمان دارند .
اجل اللّه : وقت مشخّص در پيشگاه خدا براى اين ديدار .
جاهداك : با تلاش تو را تشويق كردند .
اعراب
« حسب » نياز به دو مفعول دارد و مصدر مؤوّل از « ان يتركوا » جانشين اين دو مفعول است . مصدر « أن يقولوا » بدل از مصدر « ان يتركوا » . « فليعلمنّ » نياز به يك مفعول دارد ؛ زيرا به معناى « ليميزنّ » است و لام براى قسم مىباشد . « ساء ما يحكمون » « ساء » به معناى قبح و « ما » مصدريه است و مصدر مؤوّل فاعل « ساء » : « قبح حكمهم » .
« حسنا » صفت براى مفعول مطلق محذوف : « وصّيناه ايصاء حسنا » . و « ما ليس » « ما » اسم موصول و مفعول براى « تشرك » .
تفسير
الم
تفسير آن در آغاز سورهء بقره بيان شد .
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ .
ايمان عبارت از يك واژه نيست كه بر زبان جارى شود و بس ،