تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ .
فرعون از مقابلهء دليل با دليل ناتوان شد و از موسى و عصاى او ترسيد و تلاش كرد كه بيم و ناتوانىاش را از راه نيرنگ ، از ملّت ساده‌لوح خود پنهان نگاه دارد . بنابراين ، چنين وانمود كرد كه او دربارهء خدايى جز خودش ترديد دارد و مىخواهد دربارهء اين خدا جستجو و تحقيق كند . اگر او را پيدا كرد ، از او خواهد خواست كه خود را نشان دهد و اگر پيدا نكرد - تصوّر فرعون همين بود - موسى از دروغگويان خواهد بود . او براى اين‌كه بر اين نيرنگ در برابر چشمان ملّتى كه او را مىپرستند ، تأكيد كند ، به وزيرش هامان گفت : آجر بساز و كاخى بلند برايم بنا كن ، كه از آن به آسمان روم ، تا دربارهء خداى موسى تحقيق كنم . به گمان من ، هامان چنين كاخى براى فرعون بنا نكرد . چه ، او مكر و نيرنگ فرعون را مىدانست و كدامين خردمند براى بنيان نهادن ساختمان تا ارتفاع بىنهايت تلاش مىكند ، با اين گمان كه او با چوب و آجر به آسمان‌هاى بالا برسد و از كسى كه در اين آسمان‌هاست و بر آنها سلطه دارد آگاهى يابد ؟
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ ؛
يعنى آنها بزرگ‌نمايى و برترىطلبى نمودند ، ليكن [ برترىطلبى ] عزّت آنان را به گناه واداشت و آنها در زمين به گناه و تبهكارى دست يازيدند و عامل اصلى اين انحراف آن بود كه آنها نه به خدا و روز قيامت ايمان آوردند ، نه به يك اصل و وجدان و نه به هيچ‌چيزى ديگر ، جز به خود و منافعشان . ازاين‌رو ، خداوند مقتدرانه آنها را مجازات كرد .
فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ .
مادر موسى از بيم فرعون ، نوزادش را به دريا افكند و همين دشمن خدا و موسى او را يافت و مىخواست از او بهره گيرد و يا او را فرزند خود بخواند . زمانى كه موسى جوان و بزرگ شد ، تلاش كرد تا به فرعون سود برساند و او را از هلاكت و عذاب برهاند ، ليكن او نپذيرفت و تكبّر كرد و پايان كارش چنين شد كه خداوند او را
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 116 | محمد جواد مغنية