عهد و سوگند و خويشاوندى وفا نكنند ؟ ! به زبان خشنودتان مىسازند و در دل سرمىپيچند و بيشترين عصيانگرانند . ( 8 )
واژگان
انسلاخ الاشهر : سپرى شدن ماهها .
الحصر : جلوگيرى از بيرون رفتن .
المرصد : در اينجا مراد ، گذرگاهى است كه مىتوان در آن كمين كرد .
ظهر عليه : غلبه يافت بر او و پيروز شد .
المراقبة : در اينجا مراد ، نگهدارى است .
الالّ : همسايگى . برخى گفتهاند : خويشاوندى .
الذّمة : ذمّه و ذمام به معناى پيمان است .
اعراب
« كلّ مرصد » منصوب است بنابر ظرفيت و متعلق به « اقعدوا » ، عين « صراط » در آيهء
« لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ »
است . « احد » فاعل فعل محذوف كه مابعدش بر آن دلالت دارد و در تقدير بدينگونه است : « و ان استجارك احد من المشركين استجارك » .
در « كيف يكون » « كيف » خبر « كان » و « عهد » اسم آن . « فما استقاموا لكم » « ما » مصدريهء ظرفيه و ظرف متعلق به « فاستقيموا لهم » و در تقدير اينگونه مىباشد : « فاستقيموا لهم مدّة استقامتهم لكم » . « كيف و ان » « كيف » خبر كان كه با اسمش حذف شده : « كيف يكون لهم عهد » . « الّا » مفعول « يرقبوا » .
تفسير
فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ