غرور و خودخواهى به معناى گستردهء آن در اين سخن ابو جهل پيداست : « ما نيروى جنگ با مردم را داريم » . امّا خودنمايى و ريا در اين سخن او تجسم يافته است :
« مردم بشنوند » . ازاينرو ، ما بر اين نظريه هستيم كه مىگويد : اين آيه دربارهء ابو جهل نازل شده است . اما سرانجام اين غرور و خودنمايى ، كشته شدن كسانى بود كه [ در بدر ] كشته شدند كه ابو جهل نيز در ميان آنها بود و نيز اسير شدن كسانى كه به اسارت رفتند و شكست افراد برجاى مانده .
وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ .
اين آيه آشكارا مىگويد : در آنجا شيطانى بوده كه قريش را به جنگ با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در بدر تشويق و پيروزى را بر ايشان تضمين كرد و زمانى هم كه به شكست آنها يقين يافت آنان را تحقير كرد و از ايشان بيزارى جست . ما پيشتر چندين بار گفتيم كه ما به هر چيزى كه وحى آنرا تأييد كند و در تضاد با عقل نباشد ايمان داريم و جزئيات را به غيب واگذار مىكنيم . و چيزى در حكم عقل وجود ندارد كه وجود چيزى را - خواه قابل رؤيت باشد و خواه نباشد - نفى كند كه مردم را با باطل وسوسه و گمراه مىكند . خداوند نيز به پيامبر بزرگوارش دستور مىدهد كه از شرّ وسوسهكنندهاى به خدا پناه ببرد كه در دلهاى مردم ايجاد وسوسه مىكند ، جن باشد يا انسان .
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ .
منافقان كسانى هستند كه اسلام را بروز مىدهند و كفر خود را پنهان مىدارند . امّا جملهء
« وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ »
هم منافقان را در بر مىگيرد و هم كافران و فاسقان را . بنابراين ، عطف بيماردلان بر منافقان از باب عطف عام بر خاص است . خدا در اين آيه از افرادى سخن به ميان آورده كه دلهايشان بيمار بود و هنگامى كه اقدام گروه اندك مسلمان را بر جنگ با گروه بزرگ كافران ديدند ، جز