تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
و تحريف كرده بودند ، آگاه كرد . آن‌گاه ، حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله بسيارى از تحريف‌هاى آنان را كه پنهان مىداشتند به آنها خبر داد و نيز دربارهء تحريف‌هاى زيادى كه آن حضرت مىدانست سكوت اختيار كرد و همين مطلب ، معناى سخن خداوند است كه مىگويد : « . . . تا بسيارى از كتاب خدا را كه پنهان مىداشتند برايتان بيان كند و از بسيارى درگذرد . . . » ؛ يعنى دربارهء بسيارى سكوت اختيار مىكند . اين خبر دادن از سوى محمّد صلّى اللّه عليه و آله دليل قاطعى بود بر نبوّت او ، و نيز معجزه‌اى بود از معجزات قرآن كه هيچ خردمندى دربارهء آن شك و ترديد نمىكند ؛ چرا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درس نياموخته بود و كتابى را نخوانده بود و همچنين ، كسى دربارهء آنچه در كتاب‌هاى يهود و نصارا آمده است به وى خبر نداده بود . سؤال : چرا پيامبر از همهء تحريف‌ها خبر نداد و تنها به برخى از آنها بسنده كرد ؟ پاسخ : هدف آن بود كه به آنان اعلام شود كه پيامبر از آنچه آنها پنهان مىدارند كاملا آگاهى دارد و اين هدف ، همان‌گونه كه با خبر دادن تمام تحريف‌ها حاصل مىشود با خبر دادن برخى از آنها نيز به‌دست مىآيد . به‌علاوه ، وقتى يهود و نصارى بدانند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از برخى تحريف‌ها آگاهى دارد ، مىدانند كه آن حضرت از تمام اين تحريف‌ها نيز آگاهى دارد .

اسلام و طرفداران صلح

قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ .
برخى گفته‌اند : مراد از نور ، محمّد و مراد از كتاب ، قرآن است . برخى گفته‌اند : اين هر دو ، صفت اسلام هستند . اختلاف اين دو نظريه تنها اختلاف لفظى است ؛ چرا كه محمّد و اسلام و كتاب اللّه ، مفاهيمى هستند كه با يكديگر بافته شده‌اند و از يكديگر جدا نمىشوند .
يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ ؛
يعنى هركس كه تنها خشنودى خداوند را بخواهد و حق را براى حق طالب باشد ، هدفش را در اسلام مىيابد ؛ زيرا در اسلام سه فايده است :