فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
صالح به قومش دستور داد كه آن شتر را آزاد بگذارند تا از زمين خدا هرچه مىخواهد بخورد و به آنها هشدار داد كه اگر آنرا آزار دهند گرفتار سرنوشت بدى خواهند شد . آنگاه به آنان گفت :
وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ .
خداوند قوم عاد را به سبب گناهانشان نابود كرد و قوم ثمود ، سرزمين و آبادىهاى آنان را به ارث بردند . از اين رو ، صالح اين نعمت جانشينى را به آنها يادآورى مىكند و نيز به منظور يادآورى به آنان مىگويد :
وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً .
اين نص با وجود اينكه موجز است نشان مىدهد كه قوم ثمود از لحاظ عمارت و آبادى بسيار متمدّن و نيز در آسايش و رفاه بودند .
فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ .
آلاءَ اللَّهِ
: نعمتهاى خدا .
« لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ؛
يعنى در زمين فساد نكنيد » . صالح پس از آنكه نعمتهايى را كه خدا به قومش ارزانى داشته ، به آنان يادآورى مىكند ، به آنها دستور مىدهد كه اين نعمتها را به ياد آورند و سپاس بگزارند و همچنين از ايجاد فساد نهىشان مىكند و بدينترتيب آنها را از عذاب خدا مىترساند .
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ .
مرفهين قوم صالح بر ادامهء سركشى و پرستش بتها پاى فشردند ، اما مستضعفان به دو دسته تقسيم شدند : دستهاى ايمان آوردند و دستهاى به پيروى از مرفهين ، همچنان بر شرك باقى ماندند و همين گروه به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند گفتند :
أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ ؟
آنها درحالى اين پرسش را از مستضعفان مىنمودند كه آنان را تهديد و سرزنش و يا تمسخر و ريشخند مىكردند .
قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ .
مستضعفان اين سخن را بدون توجه به تهديد و تمسخر مرفّهان گفتند ؛ زيرا نسبت به دين خود يقين و نسبت به كار خود اطمينان داشتند .