شامل دلايل وجود خدا و دلايل نبوت پيامبران او ، و نيز تمام آنچه اين پيامبران از سوى او آوردهاند مىشود . معناى تكذيب آيات خدا روشن است . عطف استكبار بر تكذيب از باب عطف تفسيرى است . جملهء
« لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ »
كنايه از ردّ اعمال اين تكذيبكنندگان است و اينكه اعمال آنان پذيرفته نمىشود ، آنگونه كه اعمال صالحان پذيرفته مىشود . خداى تعالى مىفرمايد : « سخن پاك و كردار شايسته به سوى او بالا مىرود » . « 1 »
وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ .
اين سخن از نوع تعليق به محال است ؛ نظير آيهء
« قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ » .
« 2 » و وجود آنچه بر محال تعليق مىشود محال است . عرب براى چيزىكه تحقق پيدا نمىكند ، چنين مثل مىزنند : « لا أفعله حتّى يشيب الغراب و حتّى يدخل الجمل فى سمّ الخياط ؛ آن كار را انجام نمىدهم ، مگر آنكه كلاغ سياه سفيد شود و شتر از سوراخ سوزن بگذرد » .
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ ؛
جنايتكاران را با محروم كردن از بهشت مجازات مىكنيم .
با اين محروميّت
لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ .
مهاد : بستر . الغواشى : پردهها و معناى آيه اين است : جهنّم ، جنايتكاران را از هر سو احاطه مىكند .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
از آنجا كه خداوند ، گناهكاران را به عذاب جهنّم تهديد كرد ، اكنون فرمانبرداران را به بهشت وعده مىدهد و اينكه آنان هميشه از آن برخوردار خواهند بود . خداوند با اين سخن خود :
« لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » ،
به اين نكته اشاره مىفرمايد كه بهشتى با اين عظمت را مىتوان بدون تحمّل رنج و سختى بهدست آورد
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 10 .
( 2 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 81 .