بازيچه بودند » . « 1 » « و اگر خدا خيرى در آنان مىيافت شنوايشان مىساخت و اگر هم آنان را شنوا ساخته بود باز هم برمىگشتند و روىگردان مىشدند » . « 2 »
برايناساس ، خداوند وقتى خيرى در بندهاش نيابد ، از وى اعراض مىكند و او را به حال خود وامىگذارد . چنانكه وقتى استاد از موفقيت شاگردش نااميد مىشود ، او را ناديده مىگيرد . به تفسير آيهء 88 از سورهء نساء ، بخش « گمراهى از سوى خدا سلبى است نه ايجابى » ، ج 2 رجوع كنيد .
كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ .
مردم در گذشته براى امر غيرممكن ، رفتن به آسمان را مثل مىزدند ؛ زيرا در آن زمان وسيلهاى براى بالا رفتن به آسمان وجود نداشت و تشبيه در آيه با عصر نزول آن سازگار است . هدف از اين تشبيه آن است كه گروهى از مردم - گروه دوم كه بدان اشاره كرديم اگر به پيروى از حق مكلّف شوند خودشان را چنان در تنگنا و سختى مىبينند ، كه گويى به پرواز در آسمان مأموريت يافتهاند .
كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ .
مراد از رجس در اينجا عذاب است ؛ زيرا همان كيفر كافران مىباشد . معناى آيه چنين است : كسانى كه از پيروى حق در دنيا در تنگى و سختى افتادند ، در روز قيامت هم گرفتار عذابى خواهند شد كه به مراتب از پيروى حق شديدتر و سختتر است : « . . . و گفتند : در هواى گرم به جنگ نرويد ، بگو : گرماى آتش جهنم بيشتر است » . « 3 »
وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً .
« هذا » اشاره است به اسلامى كه سينههاى كسانى كه سخن را مىشنوند و بهترين آن را پيروى كنند در برابر آن گشوده مىشود و آرام مىگيرد ؛ چه ، اسلام همان راهى است كه هيچگونه سختى و كژى در آن وجود ندارد .
قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ؛
يعنى دلايل و حجتهاى روشن و كافى بر درستى و راست بودن اسلام ، در قرآن و آيات آن اقامه كرديم و كسانى كه دلايل حق را
هامش
( 1 ) . انبياء ( 20 ) آيهء 2 .
( 2 ) . انفال ( 8 ) آيهء 23 .
( 3 ) . توبه ( 9 ) آيهء 81 .