واژگان
قدر الشىء : به سكون دال : مقدار و اندازهء آنچيز .
قراطيس : جمع قرطاس و آن عبارت است از : ورق ، پوست و يا چيزهاى ديگرى كه بر آنها نوشته مىشود .
أمّ القرى : مكّه .
اعراب
« حَقَّ »
صفت براى مفعول مطلق محذوف ؛ يعنى : « و ما قدروا اللّه قدرا حقّ قدره » .
« إِذْ »
در محلّ نصب به
« قَدَرُوا »
.
« مِنْ شَيْءٍ »
« مِنْ »
زايد و
« شَيْءٍ »
مفعول براى
« أَنْزَلَ »
.
« نُوراً »
به معناى « منيرا » حال از
« الْكِتابَ »
. جملهء
« أَنْزَلْناهُ »
صفت براى
« كِتابٌ »
و همچنين است
« مُبارَكٌ »
و
« مُصَدِّقُ »
.
« أُمَّ الْقُرى »
به حذف مضاف است ؛ يعنى « أهل أم القرى » .
تفسير
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ .
اين آيه نشان مىدهد كه در دورهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گروهى وجود داشتند كه منكر وحى خدا بر بشر بودند . آنها مىگفتند : خداوند بشرى را به پيامبرى مبعوث نكرده است . لكن خدا بيان نفرموده است كه چه كسانى وحى را انكار كردند و اين سخن را گفتند . ازاينرو ، مفسران در اينكه مقصود از آيهء
« إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ »
چه كسانى مىباشد دچار اختلاف شدهاند ، آيا مقصود مشركان عربند و يا يهوديان حجاز ؟
گروهى از مفسران مىگويند : مراد از اين گروه ، مشركان عربند . اين نظريه به دو دليل مردود است : اوّلا ، خدا به پيامبرش محمّد صلّى اللّه عليه و آله دستور مىدهد كه اين سؤال را