بودند كه خود خدا را به آنان نشان دهد :
فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ .
تفسير اين سؤال يهودىها و برگزيدن آنان گوساله را به عنوان خدا ، پيشتر در سورهء بقره ، آيهء 54 و آيهء 57 ، در جلد اوّل بيان شد و ما دربارهء امكان ديدن خدا و ديدگاههاى مذاهب در اين مورد سخن گفتيم .
روشن است كسانىكه خواستار ديدن خدا آشكارا شدند و گوساله را به خدايى برگزيدند ، يهودىهاى اوّليه بودند ، نه يهودىهاى مدينه ؛ لكن اينها به آنچه پدران و اجدادشان كردند ، خشنود بودند . ازاينرو ، مىتوان اين عمل را به يهودىهاى مدينه نيز نسبت داد .
وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً .
مراد از سلطان ، حجت ظاهرى و برهان قطعى است . اما براى يهود هيچچيز ارزش ندارد و آنها به هيچچيز اهميت نمىدهند ، مگر به يكى از دو چيز : يا منفعت و يا زور . ازاينرو ، خدا آنها را با كوهى كه در آيه بدان اشاره شده است ، مىترساند :
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ .
طور نام كوهى است كه موسى عليه السّلام در آن ، با پروردگارش به مناجات پرداخت . در سورهء « تين » آمده است :
« وَ طُورِ سِينِينَ » .
مفسران گفتهاند : سينين و سيناء ، دو نام براى محلى مىباشند كه آن كوه در آنجا قرار داشت . خداوند از طريق موسى عليه السّلام به بنى اسرائيل دستور داد كه به تورات عمل كنند . آنان به فرمان خدا عمل نكردند ازاينرو ، كوه را براى ترسانيدشان بالاى سر آنان قرار داد تا آنكه فرمان خدا را پذيرفتند . مراد از
بِمِيثاقِهِمْ
شكستن پيمانى است كه يهود خود را بدان ملتزم كرده بودند و آن اينكه بايد به دين عمل كنند ؛ لكن از اين پيمان عدول كردند و اگر كوه بالاى سرشان قرار نمىگرفت بار ديگر به دين بازنمىگشتند . در اينصورت ، اگر اسرائيل عليه سازمانهاى بين المللى به مخالفت برمىخيزد و احكام صادره از سوى سازمان ملل متحد و شوراى امنيت را نمىپذيرد و بهطور مكرر پيمانشكنى مىكند ، و اگر ترس نباشد هيچ حدى براى خود نمىشناسد ، هيچ شگفتى ندارد ؛ زيرا اينگونه