مىباشد .
« خالِدِينَ »
حال براى ضمير
« لَهُمْ »
و
« نُزُلًا »
حال براى
« جَنَّاتٌ »
و يا مفعول مطلق است ؛ يعنى « انزلوها نزلا » .
تفسير
معناى واژههاى آيات سهگانه روشن است . آنچه اهميت دارد ، بيان مراد از مجموع اين آيات است . بسيارى از مفسّران در توضيح آنها سخنانى گفتهاند كه خلاصهاش چنين است : كافر در دنيا در آسايش و رفاه زندگى مىكند ؛ لكن سرنوشت او و بال و بدبختى است . مؤمن در سختى و تنگنا زندگى مىكند ؛ اما سرانجام وى سعادت و خوشى است ؛ به بيانى ديگر دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر و آخرت برعكس آن است .
آنچه من از آيات مىفهمم آن است كه در اين آيات مقايسهاى شده است ميان كسانىكه دنيا را بر دين خود ترجيح مىدهند و تنها براى منافع شخصى خود كار مىكنند ؛ نظير يهود و امثال آنها و بين كسانىكه دين را بر دنيا ترجيح مىدهند و نتيجهء آن هرچه باشد ، برايشان تفاوت نمىكند .
از دستهء اول به
« الَّذِينَ كَفَرُوا »
تعبير شده است ؛ زيرا به حق كفران مىورزند و براى آن ارزشى قائل نيستند . از دستهء دوم به
« الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ »
تعبير شده است ؛ چراكه آنان از خشم و معصيت خدا دورى مىكنند . ترديدى نيست كسى كه براى دنيا كار كند و آن را تمام همّ خويش قرار دهد و به سبب آن محرّمات خدا را مباح بداند ، اموال دنيا در دست وى انباشته مىشود ؛ چنانكه ما اين موضوع را عملا مشاهده مىكنيم . بر خلاف آن ، كسى كه از حرام پرهيز مىكند و گرسنگى و محروميت را بر آن ترجيح مىدهد ، اموال دنيا در دستش اندك خواهد بود .
مراد از « جولان دستهء اول در شهرها » آن است كه آنان داراى اموال و دارايىهاى شهرها ، كه به يغما بردهاند ، هستند . برخى گمان مىبرند نعمت و آسايشى كه در ميان