تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
بايد آيه را تأويل كرد و اين موضوع ، كار اهل علم و كارشناسان [ اين رشته ] است ؛ چون تأويل به دليلى درست نياز دارد تا لفظ را به معنايى درست بازگرداند و تشخيص اين دو امر ، كار متخصصان است . ج ) يكى ديگر از انواع متشابه ، لفظى است كه معمولا به دو معنا يا بيشتر به كار مىرود ؛ همانند اين سخن خداوند متعال :
« وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ ؛
« 1 » زنان مطلّقه بايستى ، سه قرء ، عدّه نگاه دارند » . واژهء « قرء » هم در طهر [ پاك شدن از عادت ماهيانه ] و هم در حيض [ عادت ماهيانهء زنان ] استعمال مىشود . د ) از جمله انواع متشابه ، لفظى است كه دلالت بر عموم كند و ظاهر آن تمامى مكلّفين را شامل شود ، امّا مقصود تنها برخى از افراد آن باشد و نه تمام افراد آن ؛ مانند اين سخن خداى متعال :
« السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما ؛
« 2 » دزد ، چه زن و چه مرد ، دستش را قطع كنيد » . با اين‌كه مىدانيم هرگاه دزد ، پدر صاحب مال باشد ، يا در سال گرسنگى دزدى كند ، يا اموال مسروقه ، در حرز ( محل امن ) نباشد يا كمتر از 4 / 1 دينار باشد ، دست وى بريده نمىشود . ه ) يكى ديگر از انواع متشابه ، آن است كه آيه مشتمل بر حكم منسوخ باشد ؛ نظير خواندن نماز به سمت بيت المقدس ؛ چراكه در آغاز دعوت اسلامى ، دليل بر وجوب خواندن نماز بدان سمت و استمرار آن حكم دلالت مىكرد . آن‌گاه دليل ديگرى حكم مزبور را باطل كرد و قبله را از بيت المقدس به سمت كعبه تغيير داد . شرط متشابه بودن [ يك آيه ] آن نيست كه به‌طور كلّى در تمامى انواع يادشده و نيز براى همگان حتّى دانشمندان ، قابل درك نباشد ؛ زيرا تمامى انواع متشابه به استثناى نوع اوّل ، براى علماى « علم اصول » قابل دركند ؛ به بيانى روشن‌تر كسانىكه به راه‌هاى تأويل ، احكام خاص و عام ، ناسخ و منسوخ و نيز گزينش دو متعارض [ در صورتىكه
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 228 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 38 .