تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤

واژگان

محكم : « احكم الامر ؛ محكم كرد آن كار را » . مقصود از واژهء « محكم » در اين‌جا لفظ آشكارى است كه نياز به تفسير ندارد . متشابه : لفظى است كه نياز به تفسير داشته باشد . زيغ : به معناى مطلق تمايل است ؛ لكن در اين‌جا مقصود از آن ، تمايل از حق به باطل است . تأويل : در اصل به معناى بازگشت به چيزى است و در اين‌جا ، مقصود از آن ، تفسير است . رسوخ : به معناى ثابت و ريشه‌دار بودن است .

اعراب

« مِنْهُ »
متعلّق به [ فعل يا شبه فعل ] محذوف ، خبر مقدّم و
« آياتٌ »
مبتداى مؤخّر است .
« مُحْكَماتٌ »
صفت [ براى آيات ] و
« هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ »
مبتدا و خبر مىباشد .
« أُخَرُ »
صفت
« آياتٌ »
محذوف است .
« ابْتِغاءَ »
مفعول له است براى
« فَيَتَّبِعُونَ » .
لام در
« لِيَوْمٍ »
به معناى « فى » و
« رَبَّنا »
مناداست كه در اصل بوده ، يا ربّنا .

تفسير

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ .
آيات قرآنى از لحاظ وضوح يا پوشيدگى مفاهيم ، به دو نوع تقسيم مىشوند : محكم و متشابه . محكم ، آيه‌اى است كه نياز به تفسير ندارد و مقصود آن ، چنان روشن است كه احتمال تأويل ، تخصيص يا نسخ در آن نمىرود و ديگر براى كسانىكه دلشان بيمار
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 24 | محمد جواد مغنية