واژگان
محكم : « احكم الامر ؛ محكم كرد آن كار را » . مقصود از واژهء « محكم » در اينجا لفظ آشكارى است كه نياز به تفسير ندارد .
متشابه : لفظى است كه نياز به تفسير داشته باشد .
زيغ : به معناى مطلق تمايل است ؛ لكن در اينجا مقصود از آن ، تمايل از حق به باطل است .
تأويل : در اصل به معناى بازگشت به چيزى است و در اينجا ، مقصود از آن ، تفسير است .
رسوخ : به معناى ثابت و ريشهدار بودن است .
اعراب
« مِنْهُ »
متعلّق به [ فعل يا شبه فعل ] محذوف ، خبر مقدّم و
« آياتٌ »
مبتداى مؤخّر است .
« مُحْكَماتٌ »
صفت [ براى آيات ] و
« هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ »
مبتدا و خبر مىباشد .
« أُخَرُ »
صفت
« آياتٌ »
محذوف است .
« ابْتِغاءَ »
مفعول له است براى
« فَيَتَّبِعُونَ » .
لام در
« لِيَوْمٍ »
به معناى « فى » و
« رَبَّنا »
مناداست كه در اصل بوده ، يا ربّنا .
تفسير
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ .
آيات قرآنى از لحاظ وضوح يا پوشيدگى مفاهيم ، به دو نوع تقسيم مىشوند : محكم و متشابه .
محكم ، آيهاى است كه نياز به تفسير ندارد و مقصود آن ، چنان روشن است كه احتمال تأويل ، تخصيص يا نسخ در آن نمىرود و ديگر براى كسانىكه دلشان بيمار