قرب به خدا براى هيچكس به دست نمىآيد ، مگر اينكه از جان و مالش ، آنچه را دوست دارد ، انفاق كند . گويى امام على عليه السّلام سخن خود را از همين آيه اقتباس كرده كه مىفرمايد : « خداوند را به كسى كه در جان و مالش نصيبى ندارد ، نيازى نيست » .
بخشش از آنچه نفس به آن بخل مىورزد و حريص است ، بهويژه ثروت ، وسيلهء سنجش و محكى است كه ايمان اصلى را از ايمان غير اصلى جدا مىسازد ؛ چراكه ميليونها انسان در طول تاريخ ، ثروت را پرستيدهاند . شيطان براى بسيارى از مردم چنين وانمود مىكند كه آنان خدا را پرستش مىكنند ، درحالىكه در حقيقت ، آنها درهم و دينار را مىپرستند و خود نمىدانند .
در برخى از روايات آمده است كه ، شيطان پيش از پيدايش درهم و دينار مسكوك همواره مشغول گمراه كردن مردم و برگرداندن آنان از عبادت رحمان به پرستش بتان بود ؛ نه شب راحتى داشت و نه روز . پس از آنكه روزگارى سپرى شد و درهم و دينار مسكوك پديد آمد ، شيطان نفس راحتى كشيد و بهگونهء بىسابقهاى ، خوشحال شد . از اينرو ، مجالس جشن و شادى برگزار كرد و مىرقصيد . او درهم را روى يك چشم و دينار را روى چشم ديگر مىگذاشت و مىگفت : شما مرا راحت ساختيد . . . از اين پس ، من باكى ندارم كه مردم شما را پرستش كنند و يا بتها را .
حال ، چه اين داستان واقعى باشد يا افسانهاى از افسانهها ، بىشك تصويرى گويا و جالب است از عدم تفاوت ميان پرستش مال و پرستش بتها ، چراكه هركدام از آنها ، انسان را از خدا و حقيقت بازمىدارد و حتّى پرستش مال ، آثارى بدتر و زيانبارتر دارد ، زيرا مال ، بنياد شهوتها و در بسيارى از اوقات ، سرچشمهء تباهىهاست . به عنوان مثال ، كسانىكه به وطنشان خيانت كردند ، به سبب به دست آوردن مال بوده است و همچنين كسانىكه با انبيا و مصلحان جنگيدند و دين و آيين پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را تحريف كردند ، زمانى اين كار انجام دادند كه بهاى آن را دريافت كردند . اگر شما شك داريد ، من ترديد ندارم كه كافران و بتپرستانى كه به كشورشان خيانت نكردند و
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٨٤