تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
مىسازيد ، ولى بيشترين را پنهان مىداريد » .
« يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ؛
« 1 » كلام خدا را مىشنيدند و با آن‌كه حقيقت آن را مىيافتند ، تحريفش مىكردند و از كار خويش آگاه بودند » . كسى كه تورات را مطالعه كند يقين پيدا مىكند كه [ در ] آن بر خداوند ، افترا زده شده ، زيرا غذا خوردن و كشتى گرفتن را به خداوند نسبت مىدهد و نيز به برخى از پيامبران ، مستى و شراب نوشيدن و زناى با دخترانشان را . تحريف به چند صورت تحقق مىيابد : گاهى تحريف به افزودن و گاهى به كاستن است ؛ يعنى چيزى به كتاب خدا افزوده و يا از آن حذف شود . گاهى نيز ، با تحريف حركات ، به گونه‌اى كه معنا را تغيير دهد ، صورت مىگيرد ؛ مثلا فاعل را مفعول و مفعول را فاعل قرار دهند . همچنين ممكن است تحريف با تفسير ، تحقّق پذيرد ؛ مثلا « يد اللّه » به دست حقيقى تفسير شود نه دست مجازى كه مراد ، قدرت خداوند است . مفسّران در اين‌كه در آيهء مورد بحث كدام‌يك از انواع تحريف‌هاى فوق در نظر است ، اختلاف‌نظر دارند : شيخ محمّد عبده مىگويد : منظور ، تحريف در تفسير و دادن معنايى است به لفظ كه در حقيقت ، مراد نيست . مثالى كه براى تحريف در تفسير آورده ، اين جمله است كه حضرت مسيح گفت : « أبانا الّذى فى السماء ؛ پدر ما كه در آسمان است » كه مراد از آن ، رحمت و مهربانى خداوند بر بندگانش است ، لكن برخى از رهبران مسيحى اين لفظ را چنين تفسير كرده‌اند كه خدا پدر حقيقى عيسى عليه السّلام است . نظر ما در مورد تفسير اين آيه ، آن است كه آن گروه از اهل كتاب ، الفاظى را از پيش خود به زبان مىآوردند و آنها را از مخيّلهء خود اختراع مىكردند و به خورد مردم مىدادند تا آنها گمان كنند اين الفاظ از كتاب خداست تا به باطل اعتقاد پيدا نمايند . بنابراين ، لفظ كتاب اول كه در آيه آمده ، موصوف به صفتى است كه حذف شده و آن عبارت است از : « مزعوم » ؛ يعنى موهوم . لفظ كتاب دوم و سوم نيز به صفت محذوف
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 75 .