تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
درجهء بالايى از علم و ايمان هم برسد ، بازهم نمىداند كه روزگار ، براى او چه‌چيز در چنته دارد : خير يا شر ؟
« وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً » .
« 1 » بسيارى از اوقات ، انسان از جايى كه انتظار شر دارد ، ناگهان با خير و از جايى كه انتظار خير دارد با شر روبه‌رو مىشود و اين حادثهء ناگهانى براى انسان بسيار تلخ خواهد بود ، همان‌گونه كه اگر از جايى كه انتظار ندارد ، خير برايش برسد به مراتب از خيرى كه انتظارش را دارد ، شيرين‌تر و گواراتر است . انسان خردمند به آنچه در حال حاضر دارد فريب نمىخورد ، بلكه گردش روزگار و نوسان‌ها و گذشت زمان را هم به حساب مىآورد . همچنين ، اگر گرفتار حادثه‌اى گردد نااميد نمىشود ، چراكه دنيا دايما در حال تغيير و تحوّل است . ازاين‌رو ، گفته‌اند : استمرار يك حالت ، محال است و فرج و گشايش از دل سختى بيرون مىآيد . امام على عليه السّلام فرمود : « آن‌گاه كه سختى به نهايت رسد گشايش حاصل مىشود و هنگام احاطهء حلقه‌هاى گرفتارى آسايش فرا مىرسد » و نيز فرمود : « موسى بن عمران رفت تا براى خانواده‌اش ، آتشى بياورد ؛ امّا خداوند با او سخن گفت و در حالى برگشت كه پيامبر بود » . خداى تعالى فرموده است :
« لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ »
« 2 » و نيز فرموده است :
« فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ » .
« 3 » در كتاب‌هاى تاريخ و سيره‌ها آمده است : ابن زيات ، وزير معتصم و واثق و از سنگدل‌ترين و ستمكارترين ستمكاران بود . او تنورى از آهن ساخته ، و ديواره‌هاى داخلى آن را پر از ميخ‌هاى آهنينى كرده بود كه سرهاى آنها به‌سان سوزن تيز بود . وى هرگاه بر انسانى خشم گرفت ، او را در ميان آن تنور مىانداخت و او به هرسو كه حركت مىكرد ميخ‌ها در بدنش فرومىرفت . هنگامىكه متوكّل به خلافت رسيد ، ابن زيات را دستگير كرد و دست و پايش را با زنجير بست و در داخل همان تنور
هامش
( 1 ) . لقمان ( 31 ) آيهء 34 . ( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 87 . ( 3 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 99 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 549 | محمد جواد مغنية