تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
مىشويم . ( 133 ) آنها امّت‌هايى بوده‌اند كه اكنون درگذشته‌اند . آنچه كرده بودند از آن آنهاست و آنچه شما كنيد از آن شماست و شما را از اعمالى كه آنها مىكرده‌اند نمىپرسند . ( 134 )

واژگان

سفه ، به معناى سبك شمردن و پرده‌درى است . و هركس كه در جان و مالش تصرّف مضر كند به‌گونه‌اى كه بر خلاف آنچه در نزد عاقلان است باشد ، سفيه و بىخرد محسوب مىشود ، لكن ضرر سفيه ، تنها به خودش متوجّه مىگردد . اصطفاء : انتخاب و برگزيدن . مراد از حضور مرگ ، آشكار شدن علايم آن است .

اعراب

« مَنْ يَرْغَبُ » ،
استفهامى است كه متضمّن معناى نفى و انكار مىباشد ؛ يعنى هيچ كس از كيش ابراهيم اعراض نمىكند . دليل براين‌كه استفهام در اين جمله به معناى نفى است وجود كلمه
« إِلَّا »
پس از آن مىباشد .
« مَنْ سَفِهَ » ،
« مَنْ »
اسم موصول و در محلّ رفع و بدل كل از كل از ضميرى است كه در
« يَرْغَبُ »
مستتر مىباشد و جايز است كه
« مَنْ »
منصوب باشد بنابراين‌كه مستثناست .
« نَفْسَهُ »
منصوب است و به عنوان تميز ، نظير جملهء « فإن طبن لكم عن شىء نفسا » همچنين جايز است كه مفعول براى
« سَفِهَ »
- مخفّف - باشد كه به معناى
« سَفِهَ »
- مشدّد - است ؛ يعنى « صيّر نفسه سفيها ؛ خود را سفيه گرداند » .
« إِذْ حَضَرَ »
« إِذْ »
ظرف و متعلّق به
« شُهَداءَ »
است .
« إِذْ قالَ » ،
« إِذْ »
متعلّق به
« حَضَرَ »
است .
« ما تَعْبُدُونَ » ،
« ما »
براى استفهام و مفعول براى
« تَعْبُدُونَ »
است . و
« إِبْراهِيمَ »
و
إِسْماعِيلَ »
و
« إِسْحاقَ »
بدل هستند از
« آبائِكَ »
به اين نوع بدل ، بدل مفصّل از مجمل گفته مىشود .