پس از آنكه سهبار از خصوصيات گاو پرسيدند ، اين كار را انجام دادند و مقتول زنده شد و دربارهء آنچه اتفاق افتاده بود خبر داد .
تفسير
قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً .
يعنى اى موسى ، ما از تو دربارهء مقتول مىپرسيم و تو ما را به كشتن گاو دستور مىدهى ؟ اين كار ، شوخى است نه جدّى .
قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ .
يعنى من در غيرپيام خدا شوخى و تمسخر نمىكنم تا چه رسد در مورد پيام خدا .
موسى به بنى اسرائيل گفت : گاوى را بكشيد ، هرنوع گاوى مىخواهد باشد ؛ زيرا مأموربه ، تنها گاو است بهطور مطلق ، و اطلاق ، عموم را مىرساند ؛ ولى بنى اسرائيل گفتند : براى ما پروردگارت را بخوان تا بگويد آن چگونه گاوى است ؟ او گفت : گاوى است كه از لحاظ سن ، ميانسال باشد ، نه بزرگ و نه كوچك . پس برويد و از اين دستور اطاعت كنيد و در كشتن اين گاو كوتاهى نكنيد ؛ لكن آنان بار ديگر به سؤال پرداختند و گفتند : براى ما پروردگارت را بخوان تا بگويد رنگ آن گاو چيست ؟
گفت : گاوى زرد . . . ؛ ولى آنان لجاجت كردند و براى سومينبار سؤال را تكرار نمودند ؛ زيرا گاو در اين سن و با اين رنگ زياد است . گفت : از كار نكرده ، سالم و بىعيب باشد . بنى اسرائيل در جستجوى اين گاو برآمدند و آن را با همان خصوصيات يافتند و ذبح كردند و پارهاى از آن را به مرده زدند و او زنده شد ، و پس از آنكه وى دربارهء قاتل خود خبر داد ، راز حادثه آشكار گرديد .
كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ .
يعنى زندهكردن اين كشته توسط ما ، گواهى روشن و دليلى عينى بر زنده شدن پس از مرگ است ؛ زيرا وقتى كسى بر زنده كردن يك تن توانا باشد ، بر زنده كردن تمام مردم هم توانا خواهد بود ؛ چون دليلى بر اختصاص وجود ندارد . آيا با اين گواه روشن و عينى بازهم قيامت را