تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
مرتكب مىشوند تكذيب مىكنند . كسى كه به ستم عادت كند و به ارتكاب جرايم ممارست ورزد خداوند بر دل او مهر مىنهد تا زمانى ايمان بياورد كه ايمانش به حالش سود نكند .
إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ
كسانى كه سخن پروردگار تو دربارهء آنان تحقق يافته ايمان نمىآورند . » / 455 [ 97 ] ايمان نياوردن اين گروه از مردم به سبب نقص در آيات نيست بلكه به سبب فرو بسته بودن روح آنهاست .
وَ لَوْ جاءَتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ
هر چند كه هر گونه معجزه‌اى بر آنها آشكار شود . » آرى ، آنان تنها زمانى ايمان مىآورند كه عذاب را روياروى بنگرند و در اين حال ايمان سودشان نكند .
حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
تا آن گاه كه عذاب دردآور را بنگرند . »

تكذيب سنت اجتماعى

[ 98 ] اين مسئله باقى مىماند كه دريابيم كه امرى مقدر نيست بلكه سنت اجتماعى است . فرق ميان قدر و سنت اين است كه قدر مانند بر آمدن آفتاب از مشرق در زمان معين هرگز مطيع ارادهء بشر نيست در حالى كه سنت مثل قيام عليه ظلم و سقوط طاغوت گاه دستخوش تقديم و تأخير مىشود يا حتى اگر انسان اراده كند واقع نمىشود . مثلا ملت مظلوم نمىخواهد يا نمىتواند انقلاب را عليه جلادان شروع كند يا ادامه دهد و گاه طاغوت روش ظالمانهء خود را در وقتى مناسب تغيير مىدهد و بر عمر حكومت خود مىافزايد . چنين است انكار ظالمان و كفر تكذيب كنندگان به آيات خدا كه قدر نيست بلكه سنت است ، پس عقلا ممكن است كه كسى صد و هشتاد درجه به سوى صلاح بچرخد ، چنان كه قوم يونس كردند . ولى معمولا چنين چيزى به سبب تكبر فاسقان و خوددارى آنها از توبه مگر بعد از از دست رفتن فرصت صورت نپذيرد .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 375 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي