تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
خدا به مردم فرصتهايى محدود عطا كرده است و آنها بايد در خلال اين فرصتها راه خود را اختيار كنند . در پايان فرصتها پاداش كامل خود را خواهند يافت . / 342
فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
پس آنان را كه به ديدار ما اميد ندارند وا مىگذاريم تا در گمراهى خويش سرگردان بمانند . » يعنى خداوند كسانى را كه به او و روز بازپسين ايمان ندارند وا مىگذارد و از ديدار حق محروم مىدارد و اين به كيفر ظلم و طغيانى است كه بر آنان احاطه دارد .

طغيان بصيرت را تيره مىسازد

[ 12 ] طغيان در برابر فرمان الهى مانع ديدار خداوند مىشود . اسراف سبب فراموشى نعمت و سرمستى اصحاب نعمت مىگردد . اسرافكار مىپندارد كه نعمت حق ملك موروث اوست ، از اين رو متوجه عبوديت و ضعف و حقارت خود نمىشود مگر زمانى كه آن نعمت از دستش برود . در آن حال مىبينى كه به درگاه بارى تعالى زارى مىكند تا آن نعمت به او باز گرداند . چون نعمت باز گرديد و ايام محنت او به سرآمد بار ديگر به غرور و اسرافكارى خود باز مىگردد و آنچه را كه از ارتكاب آن توبه و انابه كرده بود باز سرلوحهء اعمال خود قرار مىدهد .
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً
چون آدمى را گزندى رسد چه بر پهلو خفته و چه نشسته يا ايستاده باشد ما را به دعا مىخواند . » يعنى در همه حال خدا را مىخواند . يا در آن ايام محنت در هر حال كه باشد به درگاه او تضرع مىنمايد .
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ
و چون آن گزند را از او دور سازيم چنان مىگذرد كه گويى ما را براى دفع آن گزند كه به او رسيده بود ، هرگز نخوانده بود . » يعنى به جاى شكرگزارى به درگاه خدا بىاعتنا به راه خود ادامه مىدهد چنان كه گويى هرگز مصيبتى به او نرسيده است و به درگاه خداوند براى دفع آن
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 287 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي