تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
اين رو چون آيه‌اى نازل مىشد مىدانستند كه نزول آن آيه يكى از نيازهاى روحى و اجتماعى آنان را برآورده خواهد كرد ، از اين رو شادمان مىشدند . و بر ايمانشان افزوده مىشد .

چه وقت هدايت سبب گمراهى مىشود ؟

[ 125 ] منافقان سوره‌هاى جديد را انكار مىكردند و اين كفر در دل آنها ايجاد عناد مىكرد و اين عناد سبب پليدى ايشان مىگرديد .
وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ
آنان كه در دلهايشان مرضى است ، جز انكارى بر انكارشان نيفزود و هم چنان كافر بمردند . » در قلب انسان‌گويى دستگاهى كار گذاشته شده كه مسير زندگى او را تعيين مىكند . مثلا هر گاه به مانعى اجتماعى برخورد كند قلب او او را به ضرورت معارضه وا مىدارد و چون با بحرانى مواجه شود دل او فرايادش مىآورد كه بر كوشش خود بيفزايد و چون او را هشدار دهد حذر مىكند و چون بشارتش دهد به فعاليت روى مىآورد . و چون دل به مرضى گرفتار آيد و آن دستگاه مرموز معيوب شود از هر چه نتيجهء مثبت مىگرفت ، اكنون نتيجهء منفى مىگيرد . همچنين هر پديدهء خارجى كه براى صاحب قلب سالم سودبخش است براى كسى / 309 كه دلى بيمار دارد مضرّ است . مثلا كلمهء حق ، نسبت به قلب سالم هدايت و موعظه است در حالى كه همان كلمهء حق براى كسى كه دلى بيمار دارد ضلالت و گمراهى است . در اينجا مثلى مىآوريم . تو برادر خود را نصيحت مىكنى و مىگويى كتاب نهج البلاغه را بخوان . او نيز به نوبهء خود در مىيابد كه تو اين سخن از روى نيكخواهى مىگويى و نصيحت تو را مىپذيرد و عمل مىكند . ولى اگر اين سخن را به دشمنت بگويى او در برابر تو جبهه مىگيرد و هر كلمه از سخن تو را به گونه‌اى مفسدت آميز تعبير مىكند و حتى اگر سابقا كتاب نهج البلاغه را مىخوانده اكنون