زكات مىدهيم و در زمرهء صالحان در مىآييم . » فضل خدا شايسته است كه شخص را به صدقه و صلاح گرايش دهد . زيرا آن كه عطا كرده ، تواند عطاى خويش سلب كند و بار ديگر چهرهء فقر را به او نشان دهد . ولى صاحبان نفوس ضعيف و ارادههاى سست در عوض انفاق به نعمت و فضل خدا مغرور مىشوند .
[ 76 ] گاه منافق يكى از خود ماست بى آن كه بدانيم زيرا شخص مىتواند در برابر فشار فقر پايدارى كند ولى در برابر وسوسههاى پول نمىتواند مقاومت كند ، حتى كسى ممكن است تسليم وسوسهء مال نشود ولى در برابر وسوسهء مقام پايدارى نتواند .
پس هر كس بايد به سلاح ايمان مسلح باشد و به خدا توكل كند تا همانند آن كسان نگردد كه خدا دربارهء آنها گفته است :
فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
چون خدا از فضل خود مالى نصيبشان كرد ، بخل ورزيدند و به اعراض بازگشتند . » يعنى علاوه بر آن كه به عهدى كه كرده بودند وفا ننمودند و صدقهاى را كه به گردن گرفته بودند نپرداختند مىبينيم كه در برابر فرمان خدا و رسول هم مقاومت مىورزند و با شريعت اعلان جنگ مىدهند .
/ 231 در تفاسير آمده است كه مردى بود به نام ثعلبة بن حاطب و از انصار بود .
روزى به پيامبر ( ص ) گفت : دعا كن كه خدا مرا روزى دهد . پيامبر فرمود : اى ثعلبه اندك مالى كه قادر به شكر آن باشى بهتر است از مالى بسيار كه شكر آن به جاى نتوانى آورد . آيا نمىخواهى به رسول اللَّه اقتدا كنى ؟ به خدايى كه جانم به دست اوست اگر بخواهم كه همهء اين كوهها براى من زر شود چنان خواهد شد . روز ديگر ثعلبه باز هم نزد پيامبر آمد و گفت : يا رسول اللَّه دعا كن خدا مرا مالى دهد . به خدا سوگند اگر خدا مرا توانگر سازد ، حق هر كس را كه بر من حقى دارد ادا خواهم كرد . رسول اللَّه ( ص ) دعا فرمود كه خدايا ثعلبه را توانگر كن ثعلبه گلهاى گوسفند داشت . آن گله روز به روز افزون شد آن سان كه ديگر در مدينه جايش نبود . ثعلبه با