يعنى مرا مورد آزمايش قرار مده كه آيا جهاد را ترك مىكنم يا نه . بلكه پيش از آن كه از من مخالفتى آشكار شود مرا واگذار تا از آمدن به جهاد معاف باشم .
أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا
آگاه باش كه اينان خود در فتنه افتادهاند . » يعنى در فتنهاى بزرگتر از رخصت خواستن براى ترك جهاد .
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
و جهنم بر كافران احاطه دارد . » همانا اعمال ناپسندشان و صفات نكوهيدهاى كه در دلهاى آنها جاى گرفته ، خود آتش ملتهبى است كه سراپاى وجودشان را در خود مىسوزاند يا عقربها و مارهايى است كه آنان را آزار مىدهد همانند آنچه در روز بازپسين خواهند ديد .
آنان كه از طريق حق منحرف مىشوند در اين دنيا هم به كيفر اعمال خويش گرفتار خواهند شد .
شناخت منافقان پس از پيروزى
[ 50 ] منافقان به سبب كفرشان و عدم ايمانشان به خدا و نبوت خود را جدا از جامعهء دينى احساس مىكنند . از اين رو اگر مؤمنان به غنايمى دست يابند محزون مىشوند ، زيرا در تحصيل آن غنايم همراه آنان نبودهاند تا همانند آنان از غنايم بهرهمند شوند . و اگر مسلمانان جنگ را ببازند و منهزم شوند خوشحال مىشوند بدين پندار كه شركت نكردن آنان در جنگ به سبب صحت ارزيابى آنها بوده است و از سلامت عقلشان حكايت مىكند . منافقان با اين پندارها هر چه بيشتر از جبههء اسلامى دور مىشوند :
/ 193
إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ
اگر خيرى به تو رسد اندوهگينشان سازد و اگر به تو مصيبتى رسد مىگويند : ما چارهء كار خويش پيش از اين انديشيدهايم . » يعنى ما از عاقبت كار آگاه بوديم و احتياطات لازم را كرده بوديم و شركت نكردن خود را در جهاد بدين گونه توجيه مىكنند .