تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

گنج ، كدام است ؟

اين سؤال پيش مىآيد كه اسلام چه مقدار از اموال اندوخته شده را عنوان گنج و گنجينه مىدهد . آيا افزون بر نياز يك تن ؟ يا افزون بر چهار هزار دينار را ؟ يا مراد مالى است كه شخص در راه خدا آن را انفاق نمىكند يا در سازندگى جامعهء خود به كار نمىبرد . يعنى آن را در راه صنعت و عمران و زراعت و بازرگانى صرف نمىكند ؛ و اگر آن را ذخيره مىسازد براى نيازهاى شخصىاش چون بيمارى يا تنگدستى احتمالى نيست . آيا مىتوان گفت كه گنج اندوختن مطابق فلسفهء مالى كه در سورهء انفال آمده است حرام است ؟ البته اموال بايد به مصرف اجتماع برسد پس كسى كه آن را مىاندوزد بىآن كه از آن سودى ببرد كوشش و تلاش مردم را تباه مىكند و چرخ اقتصاد را از كار مىاندازد اما در برخى از احاديث هم براى آن شرايط و حدودى معين شده كه تجاوز از آن شرايط و حدود جايز نيست . الف : رسول خدا ( ص ) فرمايد : « هر مالى كه زكات آن پرداخته شده باشد گنج نيست اگر چه در زير زمين هفتم باشد و هر مالى كه / 166 زكات آن پرداخت نشده گنج است ، اگر چه بر روى زمين جاى داشته باشد » . ب : از امير المؤمنين على ( ع ) روايت شده كه : « بيشتر از چهار هزار دينار گنج است چه زكات آن پرداخت شده باشد يا نشده باشد و كمتر از آن نفقه است . پس بشارت ده ايشان را به عذاب اليم » . ج : در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه عثمان بن عفان به كعب الاحبار نظر كرد و گفت : اى ابو اسحاق ! در باب كسى كه زكات مقرر خود را داده است چه مىگويى ؟ آيا از آن پس باز هم چيزى بر عهدهء اوست ؟ كعب گفت : اگر خشتى از طلايش باشد و خشتى از نقره چيزى بر عهدهء او نيست . ابو ذر رضى اللَّه عنه عصايش را برگرفت و بر سر كعب زد و گفت اى يهودىزاده تو را به نظر كردن در