تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل آية الله بروجردى با حواشى امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 30 ) ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
نمىتواند او را عقد كند . دوم : شوهر دوم با او نزديكى و دخول كند . سوم : شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد . چهارم : عدّهء طلاق يا عدّهء وفات شوهر دوم تمام شود .

طلاق خُلْع

مسأله 2537 - طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست و مهر يا مال ديگر خود را به او مىبخشد كه طلاقش دهد طلاق خلع گويند . مسأله 2538 - اگر شوهر بخواهد صيغهء طلاق را بخواند چنانچه اسم زن مثلًا فاطمه باشد مىگويد : « زَوْجَتِي فاطِمَةُ خالَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ » يعنى زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است . مسأله 2539 - اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر ، همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد ، چنانچه مثلًا اسم شوهر محمد و اسم زن فاطمه باشد وكيل صيغهء طلاق را اين‌طور مىخواند : « عَنْ مُوكِّلَتي فاطِمَةَ بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَكِّلِي مُحَمَّدٍ لِيَخْلَعَها عَلَيْهِ » پس از آن بدون فاصله مىگويد : « زَوْجَةُ مُوَكِّلِي خالَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ » و اگر زنى كسى را وكيل كند كه غير از مهر چيز ديگرى را به شوهر او ببخشد كه او را طلاق دهد وكيل بايد به جاى كلمه « مهرها » آن چيز را بگويد ، مثلًا اگر صد تومان داده بايد بگويد : « بَذَلْتُ مِأَةَ تُومان » .

طلاق مبارات

مسأله 2540 - اگر زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مالى به مرد بدهد كه او را طلاق دهد آن طلاق را مبارات گويند . مسأله 2541 - اگر شوهر بخواهد صيغهء مبارات را بخواند چنانچه مثلًا اسم زن فاطمه باشد ، بايد بگويد : « بارَأتُ زَوْجَتِي فاطِمَةَ عَلى مَهْرِها فَهِيَ طالِقٌ » يعنى مبارات كردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او پس او رها است ، و اگر ديگرى را وكيل كند ، وكيل بايد