مسأله 2322 - كسى كه انسان ضامن بدهى او مىشود بايد بدهكار باشد ، پس اگر كسى بخواهد از ديگرى قرض كند ، تا وقتى قرض نكرده انسان نمىتواند ضامن او شود .
مسأله 2323 - در صورتى انسان مىتواند ضامن شود كه طلبكار و بدهكار و جنس بدهى همه معيّن باشد ، پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند و انسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از شماها را بدهم ، چون معيّن نكرده كه طلب كدام را مىدهد ، ضامن شدن او باطل است . و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن هستم كه بدهى يكى از آن دو نفر را به تو بدهم ، چون معيّن نكرده كه بدهى كدام را مىدهد ، ضامن شدن او باطل مىباشد و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلًا ده من گندم و ده تومان پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم و معيّن نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول ، صحيح نيست .
مسأله 2324 - اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد ، ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ببخشد ، نمىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد .
مسأله 2325 - اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد ، نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد .
مسأله 2326 - ضامن و طلبكار مىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را بههم بزنند .
مسأله 2327 - هرگاه انسان در موقع ضامن شدن ، بتواند طلب طلبكار را بدهد اگر چه بعد فقير شود ، طلبكار نمىتواند ضامن بودن او را بههم زند و طلب خود را از بدهكار اول مطالبه نمايد و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او راضى شود .
مسأله 2328 - اگر انسان در موقعى كه ضامن مىشود ، نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار در آن وقت نداند و بعد ملتفت شود ، مىتواند ضامن بودن او را بههم بزند ولى
رساله توضيح المسائل آية الله بروجردى با حواشى امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 30 ) ( فارسى ) — صفحة 472
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٧٢