و جدايى اين قبيل زوجين و متلاشى شدن كانون خانوادهها منتهى مىشود ، و حاصل آن اشاعه مفاسد اخلاقى و اجتماعى است . و از طرفى ، پدرى كه با خون دل ، دخترى را بزرگ كرده و بهتر از هر كس در صلاح انديشى صاحب نظر مىباشد ، انتظار دارد كه در انتخاب داماد و سرنوشت دخترش ، به خصوص در نظام جمهورى اسلامى ، دخالت داشته باشد و سلب اين اختيار از طرف علماى اعلام يا حكام محترم شرع ، به معتقدات مردم و آبروى جمهورى اسلامى لطمه وارد مىكند و خانوادههاى دختردار را غمگين ، و دچار دغدغهء خاطر مىسازد .
علىهذا استدعا دارد نظر مبارك را نسبت به صحت يا بطلان اين قبيل ازدواجهاى توأم با حيله ، كه به طور معروض ، عملًا خنثى كنندهء اثرات حكم شرعى اين مسأله مىباشد ، ذيلًا مرقوم فرمايند .
بسمه تعالى ، پدر و جدّ پدرى بر دختر غيرباكره ولايت ندارند و اجازهء آنها در ازدواجشان معتبر نيست .
[ سؤال 10231 ] 1 / 57088260
بسمه تعالى
در ازدواج با باكره فرمودهايد : احوط بايد به اذن پدر باشد . بعداً نقل شد كه فتوا به اين موضوع دادهايد . بنابراين اگر باكره نباشد ولى عدم باكره بودن مستند به زنا باشد آيا ازدواج بدون اذن پدر صحيح است يا خير ؟
بسمه تعالى ، بعيد نيست عدم الحاق به بكر لكن احتياط در آن ترك نشود .
[ سؤال 10232 ] 57098206
بسمه تعالى
ما با هم ازدواج نمودهايم و پدر اينجانب به عنوان اينكه اجازهء عقد نداده به دادگاه شكايت و رأى به ابطال عقد واقع شده گرفت . مجدداً در تاريخ 6 / 5 / 1361 نامهاى به دفتر محترم امام در تهران تقديم داشته و تقاضاى كسب تكليف نموده با دستورى كه
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: السيد الخميني
ص٥١