هنوز خدمت سربازى را پشت سر نگذاشته ، ناچار شديم صبر كنيم تا مدت سربازى او تمام شود . در اين بين - چون ما نمىخواستيم گناهى كرده باشيم - از روى رسالهء يكى از مراجع كه مقلد ايشان هستم با عربى صحيح صيغهء موقتى خوانديم ، فقط به اين دليل كه به يكديگر محرم باشيم ، نه به دليل ديگرى . وقتى اين موضوع را با يكى از نزديكانم در ميان گذاشتم ، گفتند كه اين صيغه درست نيست ؛ چرا كه بايد حتماً اجازهء پدر باشد ( البته همانطور كه مىدانيد ، مطلقاً از لزوم اجازه پدر در اين باره صحبتى نشده ) . از چندى پيش تا به حال كه اين موضوع را شنيدهام ، از اينكه مبادا گناهى كرده باشيم شديداً رنج مىبرم و بعد از اين تكليف ما چيست ؟ از شما درخواست و تمنا مىكنم كه به محض مشاهدهء اين نامه ، موضوع را با حضرت امام در ميان گذاشته وپاسخ آن را هرچه زودتر براى من ارسال فرماييد و بگوييد كه من چه كنم ؟ لازم به تذكر است كه چون اين پسر از فاميل ما است ، من نمىخواهم كه فعلًا كسى از بستگانم ( پدر ، مادر و يا ديگران ) از اين موضوع با خبر شود . ولى اين اطمينان را هم دارم كه به خواست خدا حتماً با هم ازدواج خواهيم كرد .
بسمه تعالى ، اگر پدر شما عقد را اجازه دهد ، صحيح است و گرنه باطل است .
[ سؤال 10221 ] 57002649
بسمه تعالى 28 شوال 1402 ق
محضر مبارك حضرت زعيم امّة الاسلاميه ، سيدنا و مولانا ، امام الخمينى ، اطال اللَّه عمره الشريف
معروض خدمت سركار ، به عنوان استفتا اين است چون كه يك رساله عمليه موسوم به زبدة الاحكام طبع مطبعة الاداب النجف الاشرف ، از قِبَل سركار به دست ما رسيده بود و حالًا هم در دست ما موجود است . در مسائل اولياء العقد ( مسأله 1 ) چنين تحرير فرمودهايد كه ما عين عبارت را نقلًا نوشتهايم : « و أمّا إذا كانَت بكراً ، ففيه أقوالٌ
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٤