تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
فرزند - 1 . پسرى 17 ساله 2 . دختر 14 ساله 3 . پسر 7 ساله - مىباشم . مشكلى كه دارم ، دانستن زندگى كردن من از لحاظ شرعى ، با مردى است كه مشروب مىخورد و نماز و روزه و به طور كلى ، هيچ يك از دستورات خدا را انجام نمىدهد و فقط مسلمان شناسنامه‌اى است . گاه مىگويد : خدايا مرا ببخش . گاهى مىگويد : بهشت و جهنم همين جا است و هنگامى كه انسان فوت كرد ، ديگر تمام شده و تقريباً به معاد عقيده ندارد . از لحاظ اخلاقى هم هيچ خوب نيست ؛ يعنى وقتى مشروب مىخورد ، فحاشى مىكند به طورى كه به من نسبت ناسزا و ناروا مىدهد . چون اخيراً من يكى - دو تا از كتاب‌هاى آقاى دستغيب ، به خصوص گناهان كبيره را خوانده‌ام ، در گيجى عجيبى فرو رفته‌ام و تصميم به جداشدن دارم . حتى چند ماهى است كه با او طورى رفتار كرده‌ام كه تماس زناشويى هم نداشته‌ام ؛ چون خوانده‌ام زنى كه با مرد شراب‌خوار تماس داشته باشد ، به زنا رفته . البته در اين مدت چند سال ، دو بار خواستم جدا شوم و تقاضاى طلاق هم داده‌ام ، ولى چون قاضىهايى كه از طرف رژيم ملعون سابق در رأس كار بودند ، شراب‌خوارى را عيب ندانسته ، در جواب مىگفتند : دلايل تو قانع‌كننده نيست . البته او هيچ حاضر نيست كه جدا شود . مهم‌تر از همه ، بچه‌ها را به من نمىدهد . خلاصه ناراحتى من از اين است كه در پيشگاه خداوند به خاطر زندگى كردن با چنين مردى مسئول نباشم ؛ و گرنه اگر بدانم از لحاظ شرعى ، مسئوليتى برايم نيست ، به خاطر منحرف نشدن بچه‌ها باز هم ناراحتىها را تحمل مىكنم . ديگر اين‌كه قبل از انقلاب و اوايل زندگى ، مرا هم از كارهاى دينى منع مىكرد ، ولى اكنون هيچ جلوگيرى از كارهاى من نمىكند و فقط غير مستقيم ، نارضايتى خودش را از رفتن به جلسهء دينى و راهپيمايى و نماز جمعه و دعاى كميل نشان مىدهد . از اين نظر هم مىخواستم بدانم آيا بايد در اين موردها به حرف چنين شوهرى گوش كرد يا اطاعتش واجب نيست ؟