تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
[ سؤال 10480 ] 59052855 بسمه تعالى با درود به رهبر كبير انقلاب ، امام خمينى ، و با سلام به شهيدان و رزمندگان اسلام ، و با آرزوى طول عمر امام ، سؤال خودم را شروع مىكنم ، اميد است جواب قانع‌كننده‌اى را دريافت دارم . من زنى هستم بيست و پنج ساله كه حدود هشت سال است ازدواج كردم با مردى كه هم اكنون سى و پنج سال دارد و هنوز خداوند به ما فرزندى عطا ننموده است . در موقع ازدواج به ظاهر مسلمان بود و از باطنش اطلاعى نداشتم ، اما حال پى به باطنش بردم ، و حتى از ظاهر كردن آن هم ابايى ندارد . منظورم اين است كه نمازى مىخواند ، ولى در مورد ديگر احكام اسلام توجه چندانى نداشت ، اما فعلًا چندى است كه نماز را كنار گذاشته ، به طورى كه من فكر مىكردم جاهل به مسأله است و يا كاهل نماز مىباشد . اما اخيراً همان را به طور كل رها كرده ، به صورتى كه وقتى از او به طور جدى سؤال مىكنم كه آيا نماز نخواندن و اين اخلاق جديدى كه پيدا كرده‌اى ، نادانى است ، يا با غرض ، يعنى اين‌كه قبول ندارى ؟ چون اگر قبول نداشته باشى ، بنا به گفتهء امام - كه من مقلد او هستم - تو مرتد خواهى بود . جواب مىدهد : بلى ، من قبول ندارم . حتى بهشت و دوزخ را همين جا مىداند و چون فقط با خاله و شوهر خاله‌اش ، و دوستان همكارش - كه فاقد اعتقاد اسلامى هستند - رابطه دارد ، به انقلاب بدبين است و همهء تقصير را به گردن انقلاب و من - كه زن او هستم و از اين لحاظ ، يعنى امور دينى ، اوامرش را گوش نداده و مطابق ميل او كه همانا مثل خودش شدن است ، نشدم - انداخته است و مىگويد : هر كارى مىخواهى بكن ، اگر دوست دارى با من زندگى كنى ، پس بساز . و ديگر نسبت به من بسيار بىتفاوت و بىتوجه است و مىگويد : تو مرا درك نمىكنى ، و بايد از من پشتيبانى كنى ؛ چون من هستم كه نان تو را مىدهم . يعنى منظورش اين است كه هرچه هم به ناحق بگويد ، من بگويم حق