[ سؤال 6416 ] 31553513
بسمه تعالى 3 / 10 / 1361
با عرض سلام ، هم اكنون كه اين مطلب را مىنويسم ، نمىتوانم و نمىدانم احساس و علاقهء معنوى خود به شما را چگونه بيان كنم و از طرفى شما هم راضى به تمجيد و بيان اين مطالب نيستيد و همهء شكوه و عظمت و جلال و سپاس را مخصوص ذات مقدس بارىتعالى مىدانيد ؛ پس با هم شكر و سپاس و تجليل از پروردگارمان كنيم ، به خاطر تمام نعمتها و همه چيز .
با عرض معذرت از اينكه وقت گرامى و مهم شما را مىگيرم . بنده حدود يك سال پيش در سپاه پاسداران مشغول خدمت بودم و كار من در قسمت آموزش نظامى به صورت مربى بود ؛ سپس با موافقت مسئولين ، براى درس خواندن در حوزهء قم ، از سپاه استعفا دادم و هم اكنون حدود هفت - هشت ماه است كه مشغول درس هستم ، و در ضمن دانشجو نيز مىباشم . قصدم از ابتدا براى ماندن هميشگى در قم و ادامهء دروس بوده است و به همين دليل از سپاه استعفا دادم و قصد انصراف از دانشگاه هم دارم . با بيان و حكم شما راجع به اهميت جبههها ، قصد رفتن به جبهه نمودم ، ولى چون مادرم مريض بود و پزشك او احتمال خطر و مرگ ايشان را در صورت رفتن به جبهه تصديق كرد ، با مراجعه به دفتر شما در قم ( دفتر شوراى استفتايى ) بنده را از جبهه رفتن منع نمودند . حال با توجه به حكم شما كه جبهه مقدمترين و مهمترين امر است و با توجه به اينكه قبلًا در سپاه مربى نظامى بودهام ، آيا واجب است قم و درس را ترك كرده و به پادگانهاى سپاه و بسيج مراجعه كنم و مشغول آموزش شوم ؟ ( با وجود اينكه در آموزش بسيج ، مربيان سپاه و بسيج مشغولند و كار آموزش در جريان است و متوقف نشده و اگر احتياج به مربى دارند ، در جهت تسريع امر آموزش است ) .
پس اگر جواب مثبت است ، آيا تا آخر جنگ تا زمانى كه آموزش بسيج مشغول فعاليت در رابطه با جبهه است ، بايد در آموزش بسيج بمانم و درس را در قم تعطيل كنم ؟
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٥٠