تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
من جوانى 16 ساله هستم و تمايل زيادى نيز براى رفتن به جبهه را دارم ؛ ولى به علت شهادت برادرم ، پدرم و مخصوصاً مادرم از رفتنم به جبهه ممانعت مىنمايند و به قول معروف ، ترسيده‌اند . تكليف من در اين مورد چيست ؟ آيا به حرف و الدينم گوش كنم يا اگر هم راضى نبودند ، البته پس از تمام شدن درس در تابستان بروم ؟ والسلام ؛ از زحمات شما تشكر و سپاسگزارى مىنمايم . بسمه تعالى ، اگر نيازى در جبهه‌ها به شما نباشد ، مىتوانيد نرويد و تشخيص آن با مسئولين است . [ سؤال 6412 ] 31513556 بسمه تعالى 12 / 2 / 1361 محضر مبارك رهبر كبير انقلاب اسلامى ، امام خمينى ، روحى لك الفداء سلام عليكم پس از سلام ، اين‌جانب پاسدار و در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى تربت‌جام به عنوان مسئول پذيرش مشغول انجام وظيفه مىباشم ، برايم مسأله‌اى پيش آمده است كه لازم به نظر مبارك آن امام عزيز مىباشد . اماما ! خانوادهء ما متشكل از چهار نفر مىباشد : مادر ، برادر ، خواهر و خود اين‌جانب . مادرم مستخدم آموزش و پرورش ، خواهرم محصل و برادرم بر اثر داشتن سنگ كليه ، عمل جراحى شده و هم‌اكنون در بيمارستان بسترى است . از طرفى عشق به جبهه دارم و اعزام به منطقهء جنگ ، زمينه‌اش براى من فراهم مىباشد ؛ ولى مادرم اين مسأله را مطرح مىكند كه اولًا : برادرت مريض و بسترى است و تو سرپرست ما هستى و ثانياً : رضايت من در جبهه رفتن تو شرط هست . از آن امام عزيز و بزرگوار استدعا دارم نظر مبارك را مرقوم فرمايند كه تكليف شرعى من چيست ؟ و السلام بسمه تعالى ، تا رفتن به جبهه بر شما واجب نشده و داوطلب هستيد ، بايد از كارى كه موجب اذيت مادر است اجتناب كنيد .