بنا بر اصل تقليد ، و اين امر كه افتخار دارم امام خمينى را مرجع خود بدانم ، دو مسأله را - كه براى من پيش آمده - مطرح نموده ، طلب راهنمايى مىكنم :
1 . از آنجا كه امام فرمودند : رفتن به جبههها واجب كفايى است ، وجداناً علاقه دارم در نبرد حق عليه باطل شركت كنم ، ولى از سويى بيم دارم پدرم مانع رفتنم شود ، و به قولى جنجالى بر پا كند و مرا از محل ثبتنام ، با لگد بيرون بيندازد . البته مسلماً پدرم از روى علاقه ، اين عمل را خواهد كرد . و در عين حال ، با خوابهايى كه خودم ديدهام ، ميل به جبهه رفتن ، وجودم را مىسوزاند .
بسمه تعالى ، مادامى كه جبههها نياز به نيرو دارد ، شركت در جبهههاى دفاع واجب است ، و رضايت پدر لازم نيست .
2 . يكى از خويشان ما ، اقدام به خريد و فروش اتومبيل و همچنين لوستر - كه يك كالاى غير ضرورى است - نموده است . آيا عمل اين شخص شرعى است يا نه ؟ توضيح دهيد .
بسمه تعالى ، حرمت شرعى ندارد ، ولى بهتر است مقتضيات زمان را رعايت نمايد .
[ سؤال 6418 ] 963 - 2897
2 . اگر كسى به پدر و مادرش قول بدهد كه مدتى در جبهه مىمانم و بعد بر مىگردم ، ولى برنگردد ؛ يعنى خلف وعده بكند ، در صورتى كه در جبهه دارد خدمت مىكند ، چه اشكالى دارد ؟
بسمه تعالى ، با فرض نياز جبهه به او ، اشكال ندارد .
[ سؤال 6419 ] 31577609
بسمه تعالى 21 / 10 / 1361
پدر و مادرم وقتى كه مىخواهم بروم جبهه ، آن قدر ناراحت مىشوند كه گويى هزاران مصيبت بر آنها وارد شده است . حتى يكبار مادرم گفت : اگر به روى جبهه ، شيرم را حلالت نمىكنم . من ناراحت شدم ؛ گفت همين طور است ؛ چون ما جز تو كسى را نداريم ، اميدمان اول خدا ، دوم تويى . اگر تو نباشى ، همه ما را اذيت مىكنند و
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٥٢