بسمه تعالى ، در مورد سؤال زن تابع شوهر نيست و وطن شوهر اگر وطن زن نبوده نماز او قصر است .
17 . پولى كه سلمانى بابت تراشيدن صورت مىگيرد حلال است يا حرام ، بر فرض حرمت اگر مخلوط با پولهاى حلالش باشد و بخواهد در مقام تخميس اموال برآيد لازم است دوبار تخميس كند يا خير ؟
بسمه تعالى ، با اجرت ريشتراشى على الأحوط معاملهء پول حرام مىشود و در مورد اختلاط احوط تخميس است و پول حلال در بين كه از درآمد كسب و متعلق خمس است جداگانه خمس دارد و ترتيب هر يك در كتاب تحرير الوسيله مسطور است .
18 . معلمى كه در دبستان يا دبيرستان دخترانه يا مختلط درس مىگويد آيا حقوقى كه در قبال اين عمل مىگيرد حلال است يا حرام ؟
بسمه تعالى ، در صورت تصدى تدريس مطالب مباحه حقوق را مالك مىشود ليكن اگر تدريس در آن مدرسه براى او مفاسد دينى و اخلاقى داشته باشد جايز نيست .
19 . زيدى وطن اصلى او مثلًا شيراز است و مدت مثلًا سى سال است كه قم را وطن اتخاذى خود قرار داده و زندگى مىكند آيا بچههاى زيد هنگامى كه به شيراز مىروند چنانچه قصد اقامه نكنند مىتوانند نماز خود را تمام بخوانند يا وظيفهء آنها قصر است چون در قم متولد شدهاند ؟
بسمه تعالى ، در فرض سؤال وطن اصلى پدر وطن اولاد محسوب نيست .
20 . بعضى از طلاب كه تقريباً متجاوز از بيست سال است كه در قم به قدر امكان مشغول تحصيل بودهاند ، فعلًا از يك طرف به جهت اقامه جماعت در مسجد و از طرف ديگر به واسطه اشتغال به منبر و غالباً به علت مراجعات مردم در امور مذهبى اگر چه به درس آقايان اساتيد شركت مىكنند ، ولى نه وقت مطالعه دارند و نه فرصت نوشتن و اين امور موجب شبهه شده در اخذ شهريه و سهم امام عليه السلام و چنانچه شهريه منوط به درس خواندن باشد بين خود و خدا خود را اهل نمىدانند در اخذ آن ، حال بيان فرماييد اين طلاب مىتوانند شهريه و سهم قبول كنند يا خير ؟ و بيان فرماييد كه آيا طلابى كه در انجام وظايف خود تقصير مىكنند مديون حضرت ولى عصر عليه السلام مىباشند يا فرداى قيامت طلبكارشان مردم است ؟
بسمه تعالى ، كسانى كه در حوزات علميه متصدى مشاغل حوزه يا ساير خدمات دينى و مذهبى هستند اشكال ندارد از راتب مقرره استفاده كنند و در مورد عدم استحقاق مديون ولى امر سهم مبارك هستند .
21 . ساعاتى كه براى نماز در قطار اعلام مىشود معمولًا آنها كه اهل نمازند با اطمينان به وقت نماز
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: السيد الخميني
ص١٧٧