ظهر و عصر و مغرب و عشا نيز چنين عمل كنم و در هر شبانهروز ، همراه نمازهاى پنجگانهء يوميه ، يك شبانه روز هم نماز قضا بخوانم ؟
بسمه تعالى ، هر مقدار از نمازها كه يقين داريد فوت شده ، بايد قضا نماييد و ترتيب واجب نيست ، مگر بين ظهرين و عشائين .
ب . آيا مىتوانم نمازهاى قضا را بهجاى نماز شب - در صورت مساعدبودن حالم - بخوانم ؛ مثلًا هر شب ، يك شبانهروز يا دو شبانهروز نماز قضا بخوانم ؟
بسمه تعالى ، به هر نحو قضاى نماز را بهجا آوريد ، اشكال ندارد .
3 . اين حقير به علت خشكشدگى مفصلها و درد موجود در آنها نمىتوانم براى سجده ، مهر را روى زمين گذاشته و سجده كنم ؛ لذا مهر را بر روى ميزى مىگذارم و به اندازهء ركوع خم شده و سجده مىكنم ؛ و اگر در جايى باشم كه ميز نباشد ، مهر را با دست به پيشانىام گذاشته و سجده مىكنم . بنابراين هنگام سجده ، پيشانىام را بر روى مهرى كه روى ميزى قرار دارد مىگذارم و دو كف دستهايم نيز روى ميز قرار مىگيرد ؛ ولى دو سر زانوها و دو انگشت بزرگ پاهايم روى زمين قرار نمىگيرد . آيا سجده كردن من به اين ترتيب صحيح است يا نه ؟ در صورت منفىبودن جواب ، بفرماييد كه چه بايد بكنم ؟
بسمه تعالى ، اگر به جز نحو مزبور نمىتوانيد سجده كنيد ، اشكال ندارد .
4 . اين حقير نمىتوانم خم شده و روى پاهايم را مسح بكشم ، بلكه بايد پايم را به طرف عقب بالا آورده و مسح بكشم . البته اين كار را فقط براى پاى راستم مىتوانم انجام دهم كه پس از بالا آوردن پاى راست ، با دست چپم روى پاى راستم را مسح مىكشم ؛ چون نمىتوانم با دست راست ، روى پاى راستم را مسح بكشم . و پاى چپم را اصلًا مسح نمىكشم چون همانطور كه گفتم نه مىتوانم خم شده و مسح بكشم و نه اينكه مىتوانم پاى چپم را مانند پاى راستم بالا بياورم .
در ضمن من نمىتوانم ( طبق رسالهء امام ) از يكى از افراد خانوادهام بخواهم كه از طرف من روى پاهايم را مسح بكشد زيرا اين كارى يك روزه يا دو روزه نيست بلكه كارى هميشگى است و من مىدانم كه اين درخواست من از آنها باعث كاهش شخصيت من ( يك مسلمان ) مىشود . خواهشمندم مرا راهنمايى بفرماييد .
بسمه تعالى ، وضو صحيح است ولى اگر بتوانيد بدون حرج و مشقت از ديگرى ولو با دادن اجرت بخواهيد شما را وضو دهد بايد كمك بگيريد .
[ سؤال 3745 ] 698 - 1305
2 . از سال 49 - 50 تا كنون به زخم اثنىعشر دچار شده و طبق تجويز پزشك قادر
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 555
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٥٥