2 . شاطر نانوايى به خاطر گرماى بيش از حد تنور روزهاش را مىخورد و مىگويد كه با اين گرماى هوا و گرماى تنور نمىتوانم روزه بگيرم و شايد هم در زمستان قضاى روزه را بگيرد . آيا او مجاز است كه اين كار را مىكند ؟ يعنى هر فردى كه امثال چنين شغلها را دارا بود ، مىتواند در اين فصل روزه نگيرد ؟ به هر حال ، شاطر نانوا و امثالهم چه كار بايد بكند ؟
بسمه تعالى ، عذر مزبور ، مجوز افطار نيست .
3 . حوضچهاى كر نيست ولى به وسيلهء باز كردن شير آب متصل به لولهكشى شهر ، حكم آب جارى را پيدا كرده و مورد استفاده قرار مىگيرد . اگر قبل از باز كردن شير آب ، دست نجس خود را وارد حوضچه كنيم ، مسلماً آب حوضچه نجس مىشود . چنانچه آب حوضچه رنگ و بوى نجاست به خود نگرفته باشد ، آيا تنها با باز شدن شير و وصل شدن جريان آب شهر ، آب اين حوضچه پاك مىشود يا اينكه بايد آن آب را خارج كرد ؟
بسمه تعالى ، به احتياط واجب بايد آب لوله ، ممزوج با آب قليل متنجس شود تا پاك گردد .
4 . بعضىها چون زخم معده دارند روزه نمىگيرند . آيا تشخيص اين مرض توسط هر پزشكى قابل قبول حضرت امام مىباشد يا اينكه بايد پزشك مورد نظر ، متعهد و پرهيزگار باشد ؟
بسمه تعالى ، قول پزشك اگر موجب اطمينان باشد كفايت مىكند .
5 . امام جماعت و قاضى هر دو بايد عادل باشند . ميزان اين عدالت براى هر دو يكى است ؟ و اينكه مىگويند كسى كه گناه كبيره نكرده و در گناهان صغيره هم اصرار نورزد عادل است ، درست مىباشد يا خير ؟
بسمه تعالى ، طرق تشخيص عدالت ، در رساله مذكور است .
6 . بعضى از وقتها ( مثلًا در محيط مدرسه ) تمام معلمين يك معلمى را قبول دارند كه عادل است و او را به عنوان امام جماعت انتخاب مىكنند ؛ اما خود آن معلم انكار مىكند ؛ چون خودش ، خودش را بهتر مىشناسد و لذا مىداند كه عادل نيست . در اين مواقع اگر مسئوليت امام جماعت را با اصرار ديگران و انكار خود قبول كند ( با توجه به اينكه مىداند عادل نيست ) ، اشكال دارد يا خير ؟
بسمه تعالى ، ميزان ، تشخيص مأمومين است ؛ اگر چه كسى كه خود را عادل نمىداند ، احتياط مستحب آن است كه امامت نكند .
7 . اگر انسان بعد از اذان مغرب نمازش را نخواند و بخوابد ؛ مثلًا پس از يك ساعت بيدار شده و نماز مغرب و عشا را بخواند ، آيا به غير از اينكه از فضيلت نماز اول وقت محروم شده ، معصيت ديگرى هم كرده است ؟ يعنى اين نوع خوابيدن اشكال دارد يا خير ؟
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: السيد الخميني
ص١١٠