س 402
- نظر به مسأله 1331 توضيح المسائل اگر كسى بدون قصد ماندن در محلى آن قدر بماند كه مردم بگويند آنجا وطن او است وطن او محسوب مىشود ، حكم اين جانب كه مدت 5 سال در تهران دانشجو هستم و در شركتى مشغول به كار مىباشم و بعد از ظهرها تحصيل مىكنم و هنوز درسم تمام نشده و صاحب منزل شخصى مىباشم ، ازدواج هم نمودهام و قصد حتمى ماندن در تهران را ندارم چيست ؟
ج
- بدون قصد ماندن دائم در يك محله از تهران وطن محقق نمىشود مگر مدت زيادى كه مردم او را اهل آنجا بشمارند در آن بماند و 5 سال كافى نيست .
س 403
- افرادى كه بدون قصد توطن ساليان متمادى در يك شهر سكونت دارند ، آيا اگر هشت يا ده سال در آنجا مانده باشند ، صدق توطّن مىكند يا نه ؟
در هر صورت ميزان براى صدق توطن چه مقدار است ؟
ج
- مقدار ذكر شده كافى در صدق وطن نيست .
س 404
- فردى كه در وطن ثانى اقامت كرده است امّا هر دو سه روز يك بار براى انجام كارى مجبور به طىّ مسافتى كمتر از هشت فرسخ مىشود ، نماز و روزهاش را به چه نحو بايد انجام دهد ؟
ج
- اگر از وطن به كمتر از مسافت مىرود نمازش تمام است ولى اگر فاصله به چهار فرسخ شرعى برسد و بخواهد اين راه را برود و برگردد حكم مسافر پيدا مىكند .