تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

س 402

- نظر به مسأله 1331 توضيح المسائل اگر كسى بدون قصد ماندن در محلى آن قدر بماند كه مردم بگويند آنجا وطن او است وطن او محسوب مىشود ، حكم اين جانب كه مدت 5 سال در تهران دانشجو هستم و در شركتى مشغول به كار مىباشم و بعد از ظهرها تحصيل مىكنم و هنوز درسم تمام نشده و صاحب منزل شخصى مىباشم ، ازدواج هم نموده‌ام و قصد حتمى ماندن در تهران را ندارم چيست ؟

ج

- بدون قصد ماندن دائم در يك محله از تهران وطن محقق نمىشود مگر مدت زيادى كه مردم او را اهل آنجا بشمارند در آن بماند و 5 سال كافى نيست .

س 403

- افرادى كه بدون قصد توطن ساليان متمادى در يك شهر سكونت دارند ، آيا اگر هشت يا ده سال در آنجا مانده باشند ، صدق توطّن مىكند يا نه ؟ در هر صورت ميزان براى صدق توطن چه مقدار است ؟

ج

- مقدار ذكر شده كافى در صدق وطن نيست .

س 404

- فردى كه در وطن ثانى اقامت كرده است امّا هر دو سه روز يك بار براى انجام كارى مجبور به طىّ مسافتى كمتر از هشت فرسخ مىشود ، نماز و روزه‌اش را به چه نحو بايد انجام دهد ؟

ج

- اگر از وطن به كمتر از مسافت مىرود نمازش تمام است ولى اگر فاصله به چهار فرسخ شرعى برسد و بخواهد اين راه را برود و برگردد حكم مسافر پيدا مىكند .