تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
جزء وطنش محسوب مىگردد يا فقط محدوده‌اى كه سكونت دارد وطنش است ؟

ج

- ميزان محلّه‌اى است كه در آن محل قصد زندگى دائمى دارد .

س 325

- كسى كه تهران وطن او محسوب مىشود و بدون اعراض وطن ديگرى اختيار كرده و در تهران هيچ‌گونه ملكى و يا وابستگى به جز علاقه به وطن ندارد آيا در مواقعى كه در تهران كار ادارى دارد و در نقاط مختلف تهران رفت و آمد مىكند و يا به مهمانى در منزل يكى از اقوام مىرود حكم او در مورد نماز از نظر قصر بودن يا نبودن چگونه است و آيا اين شخص حدّ ترخّص را از كجا مىتواند حساب كند ؟ آيا تهران را كلا وطن خود محسوب نمايد و يا خير ؟ ( با در نظر گرفتن فتواى امام در مورد شهرهاى بزرگ مثل تهران از نظر حد شرعى ) .

ج

- همان قسمت از تهران كه وطن او بوده تا از آن اعراض نكرده به حكم وطن باقى است .

س 326

- نماز و روزهء گذشته كسانى كه از فتواى حضرت امام در مورد بلاد كبيره اطلاعى نداشته‌اند ، احتياج به اعاده هست يا خير ؟

ج

- اگر بر خلاف وظيفهء مقرره انجام گرفته قضاء دارد .

قصد اقامت

س 327

- قد ورد فى « صدق الاقامة » فى تعليقتكم على العروة قواطع السفر قولكم : « لا بأس لنحو ساعة او ساعتين مما لا يضر عرفا باقامة العشرة » لذلك
استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى ) — صفحة 225 | السيد الخميني