بذله گوييها ، و آن همه مراكز عياشى و فحشا و قمار و مسكرات و مواد مخدره كه همه و همه براى كشيدن نسل جوان فعال كه بايد در راه پيشرفت و تعالى و ترقى ميهن عزيز خود فعاليت نمايند ، به فساد و بىتفاوتى در پيشامدهاى خائنانه ، كه به دست شاه فاسد و پدر بىفرهنگش و دولتها و مجالس فرمايشى كه از طرف سفارتخانههاى قدرتمندان بر ملت تحميل مىشد ، و از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آموزشى كه مقدرات كشور به دست آنان سپرده مىشد ، با به كار گرفتن معلمان و استادان غربزده يا شرقزدهء صد در صد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامى بلكه ملى صحيح ، با نام « مليت » و « ملى گرايى » ، « 1 » گرچه در بين آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند ، لكن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتى نمىتوانستند انجام دهند و با اين همه و دهها مسائل ديگر ، از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيان و با قدرت تبليغاتْ به انحراف فكرى كشيدن بسيارى از آنان ، ممكن نبود اين ملت با اين وضعيت يكپارچه قيام كنند و در سرتاسر كشور با ايدهء واحد و فرياد « اللَّه اكبر » و فداكاريهاى حيرتآور و معجزهآسا تمام قدرتهاى داخل و خارج را كنار زده و خودْ مقدرات كشور را به دست گيرد . بنا بر اين شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامى ايران از همهء انقلابها جدا است : هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزهء انقلاب و قيام . و ترديد نيست كه اين يك تحفهء الهى و هديهء غيبى بوده كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارتزده عنايت شده است .
2 ) اسلام و حكومت اسلامى پديدهء الهى است كه با به كار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تأمين مىكند و قدرت آن دارد كه قلم سرخ بر ستمگريها و چپاولگريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خود برساند . و مكتبى است كه بر خلاف مكتبهاى غير توحيدى ، در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنوى و فرهنگى و
هامش
( 1 ) - « ملى گرايى »
تمايلات ملى به طور مطلق مطرود و نادرست نيست ، بلكه آن نوع گرايشات ناسيوناليستى كه باعث جدا ساختن نژادها و مليتها از يكديگر و ايجاد تفرقه و چند دستگى است مطرود مىباشد ، بديهى است كه اگر مليگرايى در حد يك احساس سادهء دوستى نسبت به آب و خاك و وطن و ملت خلاصه شود و به صورت يك بت مورد پرستش واقع نشود و همهء حقايق الهى فداى آن نگردد ، چيز مذمومى نخواهد بود ولى اگر بنا باشد اين احساسات جايگزين حقايق و ارزشهاى انسانى و اسلامى شده و به عنوان يك ارزش و الا مورد توجه و عنايت مفرط قرار گيرد و به صورت يك مكتب و مسلك درآيد ، جز گمراهى و شرك و فساد به بار نخواهد آورد و اسلام با چنين گرايشاتى بشدت مبارزه مىكند .
( خدمات متقابل ايران و اسلام )
استاد شهيد مرتضى مطهرى - رحمة اللَّه عليه - در اين باره مىنويسد :
« ناسيوناليسم آن گاه عقلًا محكوم است كه جنبهء منفى به خود مىگيرد يعنى افراد را تحت عنوان مليتهاى مختلف از يكديگر جدا مىكند ، روابط خصمانهاى ميان آنها به وجود مىآورد و حقوق واقعى ديگران را ناديده مىگيرد . . . »
حضرت امام - سلام اللَّه عليه - مكرر خطر مليگرايى و گرايشات ناسيوناليستى را گوشزد نموده ، آن را عامل تفرقه و جدايى بين ملتها و سدى براى پيشرفت اسلام معرفى كردهاند : « . . . با دست حكومتهاى فاسد اين نژادپرستيها و گروهپرستيها در بين مسلمين رشد كرده عربها را در مقابل عجمها ، عجمها را در مقابل عربها و تركها ، و تركها را در مقابل ديگران قرار دادند و همهء نژادها را در مقابل هم . اينكه من مكرر عرض مىكنم اين مليگرايى اساس بدبختى مسلمين است براى اين است كه اين مليگرايى ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاى مسلمين قرار مىدهد و ملت عراق را در مقابل ديگران و ملت كذا در مقابل كذا ، اينها نقشههايى است كه مستكبرين كشيدند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند . . . » .