است ، امروز هم شيعيان مىتوانند بدون هيچ مانعى با ماشينهاى كذايى جنگلها را از بين ببرند و آنچه را كه باعث حفظ و سلامت محيط زيست است را نابود كنند و جان ميليونها انسان را به خطر بيندازند و هيچ كس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد ، منازل و مساجدى كه در خيابان كِشيها براى حل معضل ترافيك و حفظ جان هزاران نفر مورد احتياج است ، نبايد تخريب گردد و امثال آن . و بالجمله آن گونه كه جنابعالى از اخبار و روايات برداشت داريد ، تمدن جديد به كلى بايد از بين برود و مردم كوخنشين بوده و يا براى هميشه در صحراها زندگى نمايند .
و اما راجع به دو سؤال ، يكى بازى با شطرنج در صورتى كه از آلت قمار بودن به كلى خارج شده باشد ، بايد عرض كنم كه شما مراجعه كنيد به كتاب جامع المدارك مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج سيد احمد خونسارى كه بازى با شطرنج را بدون رهن جايز مىداند و در تمام ادله خدشه مىكند ، در صورتى كه مقام احتياط و تقواى ايشان و نيز مقام علميت و دقت نظرشان معلوم است ، اما اينكه نوشتهايد از كجا سائل به دست آورده كه شطرنج به كلى آلت قمار نيست ، اين از شما عجيب است ، چون سؤالها و جوابها فرض است و بنا بر اين آنچه را من جواب دادهام در فرض مذكور است كه اشكالى متوجه نيست و در صورت عدم احراز بايد بازى نكنند . و عجيبتر آنكه نوشتهايد چرا به جاى « قصد حرام نباشد » ، « قصد حلال » نوشته شده ؟ گويى عمل شخص متوجه و قاصد بدون قصد هم مىشود ، در اين صورت « قصد حلال » مساوق است با نبودن « قصد حرام » .
و اما در قضيهء خريد و فروش آلات مشتركه براى مقصد حلال ، اشتباه بزرگى كردهايد كه گمان كردهايد خريد و فروش براى منفعت حلال ، يعنى استفادهء حرام كردن و اين بر خلاف آنچه نوشته شده است مىباشد . البته در اين زمينهها مسائل زيادى است كه حال
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: السيد الخميني
ص١٥١