كرد به يك عرفان عينى و يك شهود واقعى براى ارباب شهود . قرآن در اين بُعدش براى كسى تا كنون منكشف نشده است مگر مَنْ خوطِبَ بِه « 1 » ؛ و در بعض ابعادش حتى براى مَنْ خوطِبَ بِه هم منكشف نشده است و فقط براى ذات ذو الجلال جلّت عظمتُه معلوم است . اگر كسى سير كند در فلسفههاى قبل از اسلام و فلسفههاى بعد از اسلام ، و خصوصاً قرنهاى آخر و عرفاى قبل از اسلام و آن كسانى كه در هندوستان و امثال آن يك همچو مسائلى داشتند ، با عرفاى بعد از اسلام كه به تعليم اسلام در اين امر وارد شدهاند ، مىفهمد كه چه تحولى در اين بعد حاصل شده است ؛ در صورتى كه عرفاى بزرگ اسلام هم راجِل « 2 » هستند در كشف حقايق قرآن .
لسان قرآن كه از بركات بعثت است ، از بركات بزرگ بعثت رسول خداست ، لسانى است كه سهلِ ممتنع است . بسيارى شايد گمان كنند كه قرآن را مىتوانند بفهمند ، از باب اينكه به نظرشان سهل است . بسيارى از ارباب معرفت و ارباب فلسفه گمان مىكنند كه قرآن را مىتوانند بفهمند ؛ براى اينكه ، آن بُعدى كه براى آنها جلوه كرده است و آن بُعدى كه در پس اين ابعاد است براى آنها معلوم نشده است . قرآن داراى ابعادى است كه تا رسول اكرم - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - مبعوث نشده بودند و قرآن متنزل نشده بود از آن مقام غيب ، نازل نشده بود از آنجا ، و با آن جلوهء نزولىاش در قلب رسول خدا جلوه نكرده بود ، براى احدى از موجودات ملك و ملكوت ظاهر نبود . بعد از آنكه اتصال پيدا كرد مقام مقدّس نبوى ولى اعظم با مبدأ فيض به آن اندازهاى كه قابل اتصال بود ، قرآن را نازلتاً و مُنزَّلًا كسب كرد ، در قلب مباركش جلوه كرد و با نزول به مراتب هفتگانه به زبان مباركش جارى شد . قرآنى كه الآن در دست ماست نازلهء هفتم قرآن است و اين از بركات بعثت است ؛ و همين نازلهء هفتم آن چنان تحولى در عرفان اسلامى ، در عرفان جهانى به وجود آورد كه اهل معرفت شمّهاى از آن را مىدانند و بشر از همهء ابعاد او ، يعنى جميع ابعاد او براى بشر باز ، معلوم نشده است و معلوم نيست معلوم شود . آياتى در قرآن كريم
هامش
( 1 ) - كسى كه مورد خطابِ قرآن قرار گرفته است
( 2 ) - راجل : كسى كه پياده راه برود و سوار بر مركب نباشد ، كنايه از عجز است .